امروز: یکشنبه , ۲۸ آبان ۱۳۹۶

کلام رهبر

امام خامنه ای: مکتب سياسى امام داراى شاخص هايى است. شاخص اول: در مکتب سياسى امام، معنويت با سياست در هم تنيده است. شاخص دوم، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛ شاخص سوم، نگاه بين‏ المللى و جهانىِ اين مکتب است. شاخص مهم ديگر مکتب سياسى امام بزرگوار ما پاسدارى از ارزشهاست، که مظهر آن را امام بزرگوار در تبيين مسأله‏ ى ولايت ‏فقيه روشن کردند.آخرين نکته، مسئله عدالت اجتماعي است

امير مؤمنان عليه‌السلام فرمود: «خودداري نفس از لذت‌هاي دنيا پرسودترين روزه‌ها است.
خانه

چندی قبل حجه الاسلام سید محمود نبویان نماینده مردم تهران در مجلس با حضور در رجانیوز، به پرسش های متعدد ما در زمینه های مختلف و موضوعات مهم روز پاسخ داد.

به گزارش رجانیوز، نبویان که طی یک سال اخیر از فعال ترین نمایندگان مجلس در نقد و بررسی توافق ژنو بوده است و به همین علت نیز دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی از وی شکایت کرده، در بخش قابل توجهی از این گفتگوی تفصیلی به بررسی و نقد توافق ژنو پرداخت و منطق چرایی عدم اعتماد به دشمن را تشریح کرد.

وی با توضیح اینکه چرا به لحاظ مادی و معنوی رابطه با آمریکا ار هر جهت به ضرر ایران است، به موارد متعدد پیمان شکنی طرف مقابل ظرف یک سال اخیر پرداخت و چنین نتیجه گرفت که ادامه این وضعیت، ضررهای بیشتری را برای کشور به همراه خواهد داشت.

نبویان در بخش دیگری از سخنانش نیز به طور مفصل درباره وضعیت وزارت علوم و فعالیت های فتنه گران در این وزارتخانه طی یک سال و نیم گذشته پرداخت که بنا به اهمیت آن، این بخش از گفتگو را طی روزهای آینده رجانیوز منتشر خواهد کرد و در حال حاضر بخش اول این گفتگوی خواندنی را که پیرامون سیاست خارجی و پرونده هسته ای است، از نظر می گذرانید:

به عنوان سوال اول، تحلیل تان درباره سیاست خارجی دولت یازدهم چیست؟

به نظر بنده بخش سیاست خارجی دولت یازدهم از ارزش های اصیل انقلاب اندکی فاصله گرفته است.  متاسفانه این شیوه و سیاست را آقایان تغییر دادند و طوری در افکار عمومی القا کرده اند که الان دیگر نیازی به مقاومت نیست. ما در دولت قبل به این صورت موجود هیچ مذاکره مستقیمی با آمریکا نداشتیم و من هیچ توجیه نیستم چرا رییس جمهور و دیگران اصرار بر این موضوع دارند که اول با خود آمریکا به نتیجه برسند!  ممکن کسی بگوید که این ها میخواهند مشکل را حل بکنند و تحریم ها را بردارند و برای همین رفتند میگویند و معتقدند اگر ما با منطق تعامل پیش برویم میتوانیم آمریکا و این کشور های سران کفر را قانع بکنیم.

 

به عبارت دیگر یعنی دشمن را قانع بکنیم! همه این دوستان حرفشان این است که تحریم ها ظالمانه است. خب چه کسی این تحریم ظالمانه را علیه ملت ایران به تصویب رسانده؟ با چه منطقی  بگوییم که حل مشکل را بدست کسی میخواهیم که تحریم را بر علیه خودمان گذاشته است؟ یعنی طرف با چاقو نشسته روی گلوی ملت ایران و ما حل مشکل را بدست همین چاقو بدست میخواهیم حل بکنیم، آیا این منطق عقلانی است؟ حالا ببینید در مقام عمل چه رخ داده؟ یک سال رفتند آمریکا جلسات خصوصی کلانی گذاشتند تا جایی که خانم شرمن میگویند که ما با اسم کوچک همدیگر را صدا میزنیم و... خب حالا حاصلی داشت؟

اولین خروجی توافق نامه ژنو سال گذشته سوم آذر ماه بود. من همین جا یک سوال قبل از این نکته مطرح میکنم که مسولین وزارت خارجه و تیم مذاکره کننده به ملت ما پاسخ بدهند، این توافق نامه را چه کسی نوشته و چه زمانی نوشته شده است؟ شما نوشتید؟ یا دیگری نوشته و به شما داده شده؟ سوال این است از تعامل با آمریکا چه نتیجه ای گرفتید؟ حتما هدف درستی داشتید و هدف درست شما برداشتن تحریم ها بوده اما آیا به این نتیجه رسیدیم؟ 

توافق نامه ژنو پنج بخش دارد: مقدمه، گام اول، گام میانی، گام نهایی و آن نتیجه ای که باید در آخر گرفته شود. من ناگفته های این توافق نامه و مسایلی که بوجود آمده را یک مقدار میخواهم برای مردم توضیح بدهم. در همان گام اول این ها از ما بیست و هفت مورد تعهد گرفتند. در توافق نامه هست که نیمی از 196 کیلو مواد بیست درصد خودمان را به سوخت و نیمی دیگر را به پنج درصد تبدیل کنیم. چرا بیست درصد؟ طبیعی است چون داشتن 270 کیلو بیست درصد و بیست هزار سانتریفیوژ و چند تن مواد پنج درصد، یک کشور را به نقطه گریز میرساند. یعنی میتواند ظرف دو هفته اگر بخواهد به بمب اتم دست پیدا بکند. البته همه می دانیم طبق فتوای مقام معظم رهبری تولید سلاح هسته ای حرام است اما داشتن این مواد اسراییل را سر جایش بنشاند.

لذا اولین تعهد از ما که آقایان رفتند امضا کردند نابودی 20% بود. برای همین بلافاصله خانم شرمن و جان کری گفتند این اولین بار است در عمر جمهوری اسلامی توانستیم امنیت اسراییل را تامین بکنیم. در بخش دیگری از توافق می بینید که بازفراوری این مواد را ممنوع کردند، جالب تر این است که ما سه مکان داریم که برای ما غنی سازی انجام میدهد و دو نوع غنی سازی نیز داریم. غنی سازی با اورانیوم طبیعی، آب سنگین است یکی هم غنی سازی با گاز و سانتریفیوژ. اگر شما بخواهید غنی سازی داشته باشید باید اورانیوم تبدیل به uf6 بشود، گاز بشود و تزریق بشود به سانتریفیوژ. ما دو مکان را هم داریم که برای ما به وسیله سانتریفیوژ غنی سازی میکنند؛ یکی فردو و یکی نطنز. اتفاقا به سراغ هردو مکان آمدند و آنها را هم محدود کردند.

تعهد دیگری که آقایان در باب نطنز دادند این است که در نطنز ما حق نداریم به یک سانتریفیوژ دیگر گاز تزریق بکنیم. یعنی به  بیست هزار سانتریفیوژ نباید برسیم. تعهد دیگری که درباره نطنز آقایان دادند این است که یک سانتریفیوژ دیگر به تعداد سانتریفیوژها اضافه نکنند تعهد دیگر این است که اگر یک یا چند سانتریفیوژ خراب شد از همان نسل اول باید جایگزین بشود، در صورتی که نسل دوم تا هفتم را دانشمندان ما دارند کار میکنند. نسل دوم، حدود چهار برابر نسل اول کار میکند و آمریکا از ایران تعهد گرفته که اگر سانتیفیوژها  خراب شود فقط باید سانتریفیوژ نسل یک جایگزین شود نه مدل الاتر.

جالب است بدانید در  فردو که آنقدر برای ما مهم است آقایان چه تعهد دادند:

- غنی سازی بیش از 5 درصد نباید داشته باشد.

 -تعداد سانتریفیوژها نباید اضافه بشود.

- اگر سانتریفیوژی خراب شده باید از نسل یک جایگزین شود.

- سه چهارم فردو هم تعطیل بماند.

جالب است بدانید که در دولت قبل به آژانس بین المللی انرژی اتمی نامه داده بودند که ایران زمستان سال 92 به آب سنگین اراک سوخت مجازی تزریق می کند و بهار 93 سوخت طبیعی. اما چه اتفاقی در ژنو برای آب سنگین اراک پیش آمد؟ 

 

آب سنگین، چند فایده دارد: تولید برق آموزشی، ایزوتوپ های پزشکی و پلوتونیوم. که داشتن پلوتونیوم چند خاصیت دارد، اولا ما دشمن زیاد داریم و پلوتونیوم برای این که دشمنان ما را سر جای خودش بنشاند اساسی ترین اهرم است. به علاوه چقدر دستاورد و کاربرد غیرنظامی و صلح آمیز دارد. همین ژاپن الان 30 تن پلوتونیوم دارد. خب این دوستان حواس جمع در همان توافق اول جزییات که هیچ، خط قرمز نظام را هم دادند. دوستان تعهد کردند که کل راکتور آب سنگین اراک را نابود کنند. طبق توافق ژنو شما دیگر حق ندارید پلوتونیوم بازفراوری کنید در صورتی که ما طبق روال خودمان داشتیم پیش میرفتیم و قضیه تمام شده بود. ما همین امسال باید 9 کیلو پلوتونیوم تولید میکردیم و در طی مدت ده سال  90 کیلو پلوتونیوم میگرفتیم اما الان عملا راکتور اراک تعطیل شده است.

اینها همه حاصل تعامل و نشست با آمریکاست. این دوستان میگویند اگر منطقی صحبت بکنیم همه مشکلات حل میشود! آیا این ضرر ها منطقی است؟ حتما آمریکا منطقی است که ما شاه را بیرون کردیم شاه را پناه داد! منطقی است پول هایی که شاه آن جا گذاشته بیست میلیارد دلار به ما نمیدهند! منطقی است که صدام را تحریک کرد که علیه ما بجنگد! خودش آمده اسکله ما را زده منطقی است! این کشور منطقی است که هواپیمای مسافربری ما را منهدم کرده است! آلمان منطقی است که شیمیایی به صدام میداد! فرانسه حتما منطقی است که میراژ میداد به عراق که بچه های ما را در جبهه ها بمباران بکند! اینها منطقی هستند؟ در همین ایام جنگ غزه مردم و زن و بچه را میکشتند چه کسی پشتوانه اسراییل بود؟ اینها منطقی اند؟ 

من به آقای عراقچی در جلسه گفتم آقا ما نقاط جدید هم برای برنامه هسته ای کشور اعلام کرده بودیم، چرا رفتید و تعهد دادید که هیچ مرکز جدیدی ایجاد نمیکنیم؟ یک وقت نیاز نداریم یک حرف دیگر است ولی ما نیاز داریم. من فقط یک نیاز را بگویم که ما فقط برای تامین برق هسته ای مان یک راکتور داریم اما آمریکا برای تولید برق 100 راکتور دارد!

ما یک راکتور داریم هنوز هزار مگاوات نتوانستیم دست یابیم، درصورتی که قبل از انقلاب شاه با آمریکا قرارداد بست با فرانسه و آلمان و انگلستان وهند قرارداد بست با آفریقای جنوبی حتی برای واردات حدود 2 تن اورانیوم قرارداد بست. قرار بود آن زمان بیست هزار برق هسته ای برای ما داشته باشند و کارخانه جات آب شیرین کن به ما بدهند، ما الان مشکل آب داریم! آن زمان در بخش پزشکی و کشاورزی و صنعت و در بخش دامداری و در بخش های گوناگون قرار بود تکنولوژی هسته ای را به ما بدهند. پس این همه فواید دارد اصلا به قول خود آقای روحانی در کتاب دیپلماسی هسته ای، توسعه یافتگی کشور وابسته به داشتن فناوری هسته ای است. کشور بدون هسته ای توسعه یافته نیست پس نیاز واضح است اما آقایان رفتند و گفتند ما هیچ مرکز جدید ایجاد نمیکنیم! جالب تر از همه آقایان رفتند در سه آذر 92 تعهد دادند ظرف سه ماه تمام اطلاعات هسته ای کشور را در اختیار امریکا بگذاریم. چرا؟

به طوری که آمانو نامه مینویسد به شورای حکام در آژانس که هزینه بازرسی آژانس تا قبل از توافق ژنو پانصد هزار یورو بود و الان شما این ظرفی که در نظر گرفتید باید 6 میلیون یورو پول به ما بدهید، معنی این چیست؟ یعنی اینکه ما باید حداقل 6 برابر نظارت داشته باشیم و نیرو ها را باید افزایش بدهیم. در گذشته این ها سه ماهه گزارش میدادند و الان ماهانه گزارش می‌دهند! خطرناک‌تر این است که گفتند ما باید به تمام افراد دسترسی داشته باشیم.

خب اینها بعضاً جاسوس هستند. شهید احمدی روشن را چه کسی ترور کرد؟ شهید شهریاری را چه کسی ترور کرد؟ دانشمندان ما را ترور کردند، الان هم اینها فشار آورده اند که باید اطلاعات دانشمندان صنعت موشکی را در اختیار ما قرار بدهید! گفتند ما باید به کارخانه های مونتاژ سانتریفیوژ دسترسی داشته باشیم. اینها تعهد هایی است که در ژنو دادند خب نتیجه اینها چه شده؟ 

 آیا این تعامل با آمریکا مفید است؟  تعهد دادند که تقریبا نصف نطنز خاموش بماند، فردو سه چهارم خاموش بماند، خط قرمز ما یعنی آب سنگین اراک نابود بشود! سه ماه اول سال 92 که هنوز تیم مذاکره کننده سابق داشت کارش را ادامه می داد 1800 عدد سانتریفیوژ نصب کردیم و از وقتی که دولت جدید رای آورد تا چندین ماه بعد، آمانو گزارش میدهد 4 عدد نصب کردیم چهار تا هم جدید نیست خراب شده و ما جایگزین کردیم. معنی این چیست؟ آن ها گفتند شما فقط به مقداری که خراب شده است حق دارید جایگزین کنید، معنی این است که نزدیک به 98 درصد حق تولید سانتریفیوژ را از ما گرفتند.

نامه رییس جمهور به مقام معظم رهبری را نگاه کنید. در آن نامه رییس جمهور تصریح می کند که که ما حق غنی سازی را بدست آوردیم! من چند بار در این باره به آقای عراقچی گفتم نمیخواهد هزار جا، بلکه فقط یک جا در این توافق نامه را بیاورید که در آن حق غنی سازی ایران آمده باشد  ولی شما می بینید که در هیچ جای این توافق نامه چنین کلمه‌ای نیامده است!

 

 

 

یکی از شبهاتی که در رسانه های زنجیره ای مطرح میشود، این است که مدعی آن هستند که منتقدان توافق نامه ژنو  بر اساس متن اصلی توافق نامه نقد نمیکنند  و حق غنی سازی به صراحت در  توافق نامه آمده است، نظر شما چیست؟

من با بعضی از اعضای تیم مذاکره کننده جمله جمله مباحثه کردم. به آقای عراقچی گفتم تعهد کردید 20 درصد غنی‌سازی نکنیم، درست است؟ گفتند بله. گفتم پس کمتر 5 درصد را که قبول دارید؟ آقای عراقچی! شما یک جا از متن توافق ژنو بیاورید که طرف مقابل تا 5 درصد را قبول کرده باشد، 5 درصد نه! 4 درصد را قبول کرده باشند! نه 3درصد! نه 2 درصد را! نه نیم درصد را اینها قبول کرده باشند!  آن چه که در مقدمه توافق نامه آمده، این است  که یک «برنامه» غنی سازی داشته باشید! نگفتند غنی سازی بدون محدودیت بلکه برای آن چندین پیش شرط قائل شده اند

1. تعهد کردند از این به بعد آمریکا باید تشخیص بدهد که آیا ایران نیازی به غنی سازی دارد یا نه؟ معلوم است که میگویند شما نیاز ندارید. اتفاقا خود آقای عراقچی میگفت که آمریکا و کشور های دیگر تصریح کردند شما به هیچ مقدار، حتی یک گرم با هر درصد غنی سازی احتیاج ندارید!

2. فرض کنید آمریکا منت گذاشت و گفت ایران به غنی سازی نیاز دارد، سوال اینجاست ما دقیقاً چند درصد میتوانیم غنی سازی بکنیم؟ بالاتر از 5 درصد که شما رفتید تعهد دادید و ممنوع کردید پایین تر از 5 درصد چقدر؟ 5/3 درصد؟ رفتند امضاء کردند آمریکا باید اندازه و مرحله غنی سازی ما را تشخیص بدهد خب ما چند درصد را میتوانیم؟ بستگی دارد آمریکا لطف کند بگوید 1 درصد، نیم درصد، 5 درصد! به قول ما طلبه ها جهت سلبی اش روشن است. بالاتر از 5 درصد ممنوع است اما پایین تر از پنج درصد را آمریکا باید مشخص بکند. حالا فرض کنید آمریکا لطف فرمود وگفت ما به سطح غنی سازی 3.5 تا 5 درصد نیاز داریم، سوال این است که کجا می توانیم غنی سازی کنیم؟

3. تعهد کردند مکان غنی سازی را نیز آمریکا باید تعیین بکند. فرض کنید آمریکا تایید کرد که  ایران به غنی سازی 5 درصد و در نطنز نیاز دارد. در واقع تا چه زمانی میتوانیم به غنی سازی ادامه دهیم؟ یک هفته یک ماه، یک سال؟

4. تعهد کردند زمان غنی سازی را نیز باید آمریکا تعیین بکند. به صورت واضح معلوم است که حاصل تعامل با آمریکا از دست دادن صنعت هسته ای بود. به طور کلی  میتوان گفت: نصف نطنز، سه چهارم فردو، بعد همین طور کل آب سنگین تعطیل شد و حق غنی سازی هم نداریم.

حالا جالب است روز به روز 1+5 جلوتر آمدند، در توافق نامه آمده شما غنی سازی 20 درصد را که میخواهید نابود بکنید، باید بخشی به عنوان سوخت برای راکتور تحقیقاتی تهران بشود و بقیه به 5 درصد تبدیل بشود.

حالا جدیدا آمریکا جلو تر هم آمده! این حاصل تعامل است. گفتند حق ندارید اورانیوم غنی شده را به 5 درصد تبدیل بکنید و باید همه را تبدیل به میله های سوخت بکنید.

یک مثال بزنم که میله های سوخت یعنی چه. ما آهن را چگونه تولید میکنیم که در انتها بدنه ماشین میشود؟ سنگی را می آوریم و در کوره ذوب میکنیم و تازه میشود آهن طبیعی. بعد آن را تبدیل به قالب میکنیم، این قالب را هم شکل میدهیم میشود اتاق ماشین. پس میله های سوخت را دیگر چطوری میخواهید تبدیل کنید به آن اول که بخواهید به شکل دیگری در بیاورید؟ این فرآیند خیلی کار میبرد، در صورتی که این بحث در توافق نامه نبود و در آنجا صریحا آمده است که باید بخشی تبدیل به 5 درصد بشود. یعنی همان حالت شمش!

5. تعهد کردند که آمریکا راکتور اراک را بازطراحی کند، اصلا بازطراحی چه خاصیتی دارد؟

مثلا، راکتور هزارمگاواتی بوشهر توسط شرکت زیمنس آلمان قبل انقلاب در حال ساخت بود، اما اینها بعد از انقلاب به قراردادشان پایبند نبودند و نخواستند با ملت همراهی کنند، در قبال این موضوع ایران نیز تصمیم به تغییر و بازطراحی نیروگاه گرفت و روسیه این کار را انجام داد، حدود بیست سال طول کشید و معلوم هم نیست هزار مگاوات برق وارد مدار شده است یا خیر. حالا مطرح شده است که تغییر و طراحی راکتور آب سنگین اراک بین 6 تا 7-8 سال طول خواهد کشید و بعد از 9 سال که راه افتاد سالی 1 کیلو پلوتونیوم نیز به ما میدهند! یعنی سال دهم ما ده کیلو پلوتونیوم داریم در حالی که دانشمندان خودمان همین فرآوری را انجام می‏دادند.

پس در راکتور اراک سالی 9 کیلو پلوتونیوم به دست میآوردیم که بعد از 10 سال 90 کیلو می داشتیم، اگر آمریکا راست بگوید و به تعهداتش عمل کند که یقین بدانیم چون مخالف پیشرفت ملت هستند انجام نمیدهند، بعد از 10 سال ما 10 کیلو پلوتونیوم خواهیم داشت، درواقع با احتساب زمان بازطراحی راکتور اراک برای تولید 10 کیلو  پلوتونیوم 20 سال باید بگذرد. این در حالی است که اگر راکتور اراک تعطیل و تغییر طراحی نمی شد در همین امسال ما می توانستیم حدود 10 کیلو پلوتونیوم تولید کنیم. 

در نطنز ببینید چه شده است، الان به 8000 سانتریفیوژ گاز تزریق کرده ایم در صورتی که آمریکا ادعا کرده بود ایران باید 500 عدد سانتریفیوژ داشته باشد تا آنکه قبول کردند ایران 1500 عدد سانتریفیوژ در نطنز داشته باشد، در وین 6 تمام دعوا این بود که اینها میگفتند 1500 سانتریفیوژ بیشتر حق ندارید داشته باشید و به توافق نرسیدند.

بخش شیرین کردن آب را بگذارید کنار، در صورتی که برای کشورمان ضرورتی انکار نشدنی است، امروز جنگ، جنگ آب است و از کشور های دیگر میخواهند آب وارد بکنند خب پس ما مشکل آب داریم.

کسی که میگوید اگر سانتریفیوژ می‌چرخد، زندگی مردم هم باید بچرخد، این ناشی از نا آگاهی است. اتفاقا چرخ زندگی مردم با چرخیدن سانتریفیوژهاست که بهتر می چرخد. در صورتی که آب مردم باید تأمین شود شما بحث هسته‌ای را نیاز دارید تا کشاورزی مردم تامین بشود.

مثلا برای نیروگاه یک هزار مگاواتی بوشهر ما به 50 هزار عدد نیازداریم و اگربیست هزار مگاوات برق هسته ای بخواهیم داشته باشیم باید 1 میلیون سانتریفیوژ داشته باشیم. ممکن است آمریکا به اینها اجازه بدهد 4000 الی 5000 سانتریفیوژ نصب کنند اما معنی این چیست؟

همین الان مردم بدانند این تعداد هیچ به کار ما نمی آید، میخواهیم 4 هزار سانتریفیوژ را چه کار بکنیم؟ من اینجا به آقای ظریف و عراقچی میگویم بعد نروید آنجا بگویید ما از حقوق مردم دفاع کردیم! حقوق مردم حدود 1 میلیون سانتریفیوژ فقط برای تولید برق است.

البته مقام معظم رهبری فرمودند: مسئولین میگویند ما به 190 هزار سو نیاز داریم، مردم هم بدانند 190 هزار سو میشود 158000سانتریفیوژ. چهار هزار تا پنج هزار سانتریفیوژ  من نمیدانم به چه دردی میخورد، این یعنی تعطیل کردن هسته ای.

 

در فردو نیز قرار بود سه چهارم تعطیل بماند و یک چهارم غنی سازی داشته باشد، جدیدا تعهد دادند که کل فردو را تعطیل میکنیم. آقای ظریف در مجلس گزارش داد گفت طرح خودمان است که ما غنی سازی را فقط در نطنز انجام دهیم، معنی این چیست؟ این که فردو تعطیل بشود ولی میگویند نه فردو هست! مگر ساختمان میخواهیم داشته باشیم؟ میگویند میخواهیم تحقیقات بکنیم، پس لازم نبود که 40 متر زمین را حفر کنید و درزیر زمین تحقیقات بکنید! میخواهید چه چیزی را تحقیق بکنید؟

در تحقیق و توسعه در توافق نامه گفته شده بازفراوری برای استخراج پلوتونیوم ممنوع است. نیامده که دانشمندان حق ندارند تحقیقات روی بازفراوری انجام بدهند، آقایان جدیدا رفتند تعهد دادند تحقیقات روی بازفراوری هم ممنوع، روز به روز تعامل با امریکا یعنی از دست دادن منافع ملت و روز به روز هم جلوتر می آیند.

در بحث تغییر و توسعه ما گفتیم حداقل تحقیقات روی غنی سازی را در فردو انجام بدهیم اما آمریکا نپذیرفت، جدیدا آمریکا بحث دیگری مطرح کرده که شما تغییر و توسعه را که در توافق نامه منع نشده است اگر میخواهید انجام بدهید، در اراک و فقط تحقیقات را منحصر به این بازطراحی بکنید و تحقیقات شما روی سانتریفیوژ ها فقط باید روی نسل یک باشد همچنین حدود 8 تن اورانیوم بین 3.5 تا 5 درصد غنی سازی شده ذخیره داریم. البته جدیدا آمریکا طلب کرده که این 8 تن باید به 2 تن برسد و این هم حاصل تعامل است!

 حرف آمریکا این است که شما آمدید تعهد دادید که تمام نگرانی های ما را باید حل بکنید و ما نگران هستیم که شما 8 تن دارید و یک وقت از این ها استفاده نکنید. شما هم تعهد دادید که کل نگرانی ها را باید برطرف کنید. سوال این است که چرا رفتید چنین تعهدی دادید؟

آمریکا چه زمانی نگرانی اش حل میشود؟ اصلا قابل حل شدن است؟ مقام معظم رهبری تصریح فرمودند که پرداختن به بحث موشکی ایران احمقانه است. زیرا ما اگر موشک نداشته باشیم دیگر برای برخورد نظامی با ما مکث نمیکنند و این موشک ها است که دشمن را سر جایش نشانده. البته آن ها آمدند دست گذاشتند که این موشک ها باید از بین برود.

این مطلب را من در چند مکان نقل کردم اما هر وقت هم که میگویم واقعا ناراحت میشوم اولا آقایان که مذاکره میکنند به مردم که هیچ، به نماینده های مجلس هم گزارش نمیدهند. خانم شرمن، خبرنگاران را بلافاصله قبل از مذاکره و بعد از مذاکره می آورد و مصاحبه میکند. یک خبرنگاری از خانم شرمن می پرسد که خانم شرمن رهبر ایران، آیت الله خامنه ای گفته است که پرداختن به بحث موشکی ایران ابلهانه و احمقانه است، شرمن با خونسردی تمام میگوید چی ابلهانه است؟ چه چیزی احمقانه است؟ ظریف و عراقچی آمدند تعهد کردند و امضاء کردند که ما باید به بحث موشکی ایران بپردازیم.

 آقای ظریف باید بیایند به مردم پاسخ بدهند چرا منافع ملت را نادیده میگیرند و اینطور منافع ملت را دارند از دست میدهند. این حاصل تعامل است!این آقایان اعلام کنند در کدام مذاکرات درباره پرداخته شدن به موضوع موشکی تعهد دادند.

آقای ظریف گفته بودند که به هیچ وجه براساس توافق نامه موضوعی غیر از موضوعات هسته‌ای نیامده است و با توانمندی‌های دفاعی ایران هیچ ارتباطی ندارد، نظر شما در مورد این چیست؟

 آقایان رفتند تعهد دادند که گام های اضافی بردارند بین گام های اولیه و بین گام نهایی و در آن تصریح دارد باید بپردازید به قطعنامه های شورای امنیت.

در قطعنامه ها چی آمده است؟ شرمن میگوید آقایان امضاء کردند و این یک توافق بین المللی است. آقای ظریف آمده امضاء کرده که ما باید بپردازیم به این قطعنامه ها و قطعنامه 1929 بند 9 شورای امنیت تصریح دارد که ایران نباید به هیچ گونه فعالیتی در ارتباط با موشک های بالستیک بپردازد. سوال ما این است که چرا شما رفتید خلاف منافع ملت این کار را انجام دادید و چنین متنی را قبول کردید؟

یک جای دیگر شرمن میگوید آقایان آمدند گفتند Fully resolve concerns حل کامل نگرانی ها. خود غربی ها میگویند اگر  99 درصد به توافق برسیم و یک درصد نرسیدیم همه را میگذاریم کنار.

 حالا جالب است من به آقای عراقچی گفتم چرا رفتید قطعنامه های شورای امنیت که به ناحق علیه ایران صادر شده است را محور قرار داید؟ دقت کنید ایشان گفتند که ما نگفتیم epmlement  گفتیم addressing، یعنی بررسی باید بشود! گفتم معنای این چیست که شما میگویید؟ برای شما معنا بکنم ببینید درست فهمیدم، مراد شما این است که اجرا نباید کنید. باید بپردازیم! گفتم  اولا بپردازیم یعنی چی؟ یعنی قطعنامه شورای امنیت را بگذاریم جلومان فقط نگاه بکنیم؟ دوما شما همین جایی که گفتید addressing  در جایی دیگر در متن توافق نامه تعهد دادید که این addressing باید منتهی بشود به نتیجه رضایت بخش!

در جواب آقای عراقچی گفتند ما اعلام کردیم باید باید بررسی بکنیم و آن ها گفتند باید باید اجرا بکنیم، گفتم پس آن ها میگویند  باید به یک نتیجه رضایت بخش نیز منتهی بشود. این یعنی اجرا و الان هم اتفاقا آن ها تاکید کردند به همین نکته و جالب است شاید در وین 5 یا وین 4 آقای عراقچی آمده بود در کمیسیون امنیت ملی و آن جا خیلی جدی من با ایشان صحبت کردم.  گفتند تک تک این قید ها را ما به بن بست خوردیم و طرف مقابل انگشت بر روی این قیدها گذاشتند. 

ما به ازای این توافق نامه، قراربود چه چیز هایی را بدست بیاوریم؟ 

1. سقف فروش نفت حفظ بماند، به این معنا که فروش نفت از میزان حدود یک میلیون بشکه بیشتر نشود اما بعد از این رفته اند با روسیه  روزی نیم میلیون بشکه نفت  قرار داد بسته اند. در مقابل آمریکایی ها هم ایراد گرفتند که چرا شما به لوازم قرارداد پایبند نیستید؟  بنده نقدی که به دولت مردان دارم این است که چرا با توجه به اینکه کشور نیاز به فروش نفت و دلار دارد تعهد کرده اید که سقف فروش را حفظ کنید؟

2. صد میلیارد دلار پول بلوکه شده ایران در اختیارشان بود و قرارشد در این شش ماه در قبال این عقب نشینی، 8 میلیارد دلار از این پول را به صورت قسطی به ما بدهند! اما متاسفانه مبلغ مورد نظر در توافقنامه ذکر نگردید و در فکت شیت آمریکا منتشر شد. در عمل این مبلغ به 4.2 میلیارد تقلیل کرد و با تمدید 4 ماهه توافق نامه، 2.8 میلیارد دیگر نیز اضافه شد که این مبلغ تمدید از صد میلیارد نبود بلکه در آمد کشور در این شش ماهه بود! در واقع در این شش ماه چهل میلیارد به اموال بلوکه شده ما افزوده شد.

نکات حائز اهمیت این موضوع این است که ما حدود هفت میلیارد دلار در ازای متوقف کردن فعالیت های هسته ای مان به دست آوردیم اما به دلیل سوء تدبیر دولت محترم، منافع ملت از دست رفته است. یکی در بحث کرسنت، که فقط فرض کنید آقای نعمت زاده میزان جریمه شدن ایران را چند میلیارد دلار اعلام کرده است؟ ایران (به دلیل سوء مدیریت دوستان) چند برابر پول توافق  ژنو جریمه شده است، دوم اینکه باز با بی تدبیری تمام در توافقی که ما برای انتقال گاز به یک کشور داشتیم، به دلیل عدم گازرسانی چندین میلیارد دلار باید به آن کشور جریمه پرداخت کنیم و کشور متحمل ضرری که معادل چندین برابر پول دریافتی توافق نامه ژنو شد.

از طرف دیگر طبق گزارش مرکز پژوهش های مجلش شورای اسلامی، معوقات بانکی بالاتر از پنج میلیارد و ده میلیارتومان، جمعا هشتاد هزار میلیاد تومان معادل بیست و هفت میلیون و ششصد میلیون دلار است. لذا به جای آنکه صنعت هسته ای را بدهید و حدود هفت میلیارد تومان به دست آورید، همین معوقات بانکی را وصول میکردید.

از بانک مرکزی استعلام گرفتیم که پول ها واریز شدند یا خیر، در سال های قبل ما پول را به صورت چمدانی وارد کشور میکردیم، اما این هفت میلیارد دلار چگونه وارد کشور شده است؟ وقتی اعلام شد که ساختمان تحریم ترک برداشته است حتما یک کانال مالی برای انتقال پول های ایران نیز باید باز میشد اما برخلاف این امر مثلا اگر ما نفتمان را به هند بفروشیم روپیه دریاف میکنیم  و این روپیه را به درهم تبدیل کرده و بعد آن را به دلار تبدیل میکنیم و تازه با وجود توافق نامه ژنو هنوز پول های دریافتی مان را چمدانی وارد میکنیم، پس چه فرقی با گذشته کرد!؟  چرا با مردم صادق نیستیم؟

از مسئولین سوال شد که کشتیرانی بیمه شده است؟ مسئول بیمه کشور به صراحت گفته است که خیر، حتی یک کشتی هم بیمه نشده است در حالی که در توافق نامه طرف مقابل قول داده است که کشتی ها بیمه بشود.

در مورد پتروشیمی که آقای عراقچی صریحا گفته اند که حتما برداشته میشود، آقای نعمت زاده به صراحت گفته اند که حتی تحریم یک کشور از کشورهایی که ایران محصولات پتروشیمی به آنجا صادر میکرد برداشته نشده است. البته اگر هم برداشته شود به صرفه نیست برای صادر کننده،

در مورد خرید هواپیما که تحریم هستیم، جالب است حتی کشورهایی که به ما سوخت میدادند بعد از همین توافق نامه ژنو آمریکا فشار آورده که دیگه به ایران سوخت ندهند. در مورد قطعات نیز صریحا گفته اند که نیاز به مذاکره دارد، مگر قرار نبود تحریم ها اندکی برداشته شود؟ با این گزاره ها تعامل با آمریکا چه ارزشی دارد؟

جالب‌تر از همه آن است که بعد از این توافق نامه ما را دوباره تحریم کردند که لیست آن به شرح ذیل است:

- سی و یک شرکت و نهاد که شانزده شرکت در حوزه کشتیرانی نیز به آن اضافه شد.

- پنج بانک ایرانی و سه بانک خارجی.

- بیست فرد ایرانی  و دو فرد خارجی .

جریمه شرکت هایی که با ایران بعد از توافق ژنو همکاری کردند بالغ بر حدود 9 میلیارد است که تعدادی از آن ها در تاریخ 8شهریور امسال اضافه شدند به شرح ذیل است:

- شرکت های باری معراج ایر وکاسپین ایر به دلیل پرواز به سوریه.

- شرکت ترکیه ای پایونیز لجستیکس.

- شرکت هواپیمایی لجستیک به علت همکاری با شرکت ماهان در خرید قطعات.

- بانک آسیا که در مسکو مستقر میباشد فقط برای تسهیل در انتقال سیزده میلیون دلار.

- بانک خاورمیانه، قوامین، بین المللی کیش، کفالت.

- شرکت اماراتی گلدن تکس به دلیل کمک به بخش کشتیرانی ایران.

- شرکت ایتالیایی دیتینگ به دلیل همکاری با صنعت پتروشیمی.

حالا بار دیگر منطقی فکر کنیم که حاصل تعامل با آمریکا چه بوده است؟ ضرر کردیم یا استفاده کردیم؟ بهتر است در اینجا به فرمایشات مقام معظم رهبری در موضوع مذاکره با آمریکا رجوع کنیم: در این میان دواستثنا وجود دارد رژیم صهیونیستی و آمریکا. رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی‌منفعت برود؟

یادمان نرود که مقام معظم رهبری فرمودند رابطه‌ی با آمریکا به سه دلیل منفعت ندارد و به دو دلیل ضرر هم دارد؛ منفعت ندارد چون:

1. تحریم‌ها به جای آنکه برداشته شود افزایش نیز یافته است. البته آمریکایی هم در چند نوبت گفتند ما شاید تا بیست سال آینده تحریم های بانکی را برداریم آن هم به دوشرط که آژانس از وضعیت موشکی ایران راضی بشود و بحث پی ام دی (ابعاد نظامی احتمالی فعالیت هسته ای) حل بشود که که تنها این مورد مثلا در  ژاپن حدود سی سال طول کشید!

2. توهین‌های 5+1 نیز بیشتر شده است. به طور مثال وندی شرمن معاون وزارت خارجه آمریکا در اظهاراتی سخیف گفت: فریب و نیرنگ قسمتی از DNA ایرانیان است. همچنین گروهی از نمایندگان مجلس خواستار رفتن به کشور آلمان بودند که به آن ها گفته شده بود شما باید انگشت نگاری شوید!

آمریکا حتی اجازه ی استفاده از حریم هوایی کشورش را برای  هواپیمای حامل نمایندگان مجلس که در حال رفتن به آمریکای لاتین بودند نداد. دانشجویان ما را از اروپا بیرون کردند. پارلمان اروپا در بیانیه ای خواستار آزادی هم جنس بازی در ایران شدند! اشتون در سفرش به ایران بدون اجازه وزارت اطلاعات و وزارت امور خارجه با هرکسی از جمله فتنه گران دیدار میکند و عزت مسئولین را زیر سوال میبرد! اولین بار است که در عمر جمهوری اسلامی ایران هشت ماه است که در سازمان ملل نماینده ندارد! چرا ابوطالبی را قبول نمی‌کنند؟

3. رهبری فرمودند تهدیدهای آن‌ها بیشتر شده است که فقط ما هجده بار بعد از توافق‌نامه ژنو تهدید نظامی شده‌ایم.

به دو دلیل ضرر دارد:

1. توقعات آن ها بیشتر شده است مگر در توافق نامه ذکر شده بود که فوردو تعطیل شود؟ مگر رهبری نفرموده بود که تعطیلی مراکز هسته ای جزو خط قرمز نظام است؟ مگر رهبری نفرمود که تحقیق و توسعه نباید کند شود اما دوستان چرا آن را کند کردند و حتی غربی ها گستاخی را به حدی رسانده و گفتند جدای آژانس، آمریکا سالی چهار بار باید تاسیسات هسته ای ایران را کنترل کند!

2. آمریکا با تبلیغات گسترده ما را دربین ملت ها متهم به تذبذب میکند و میگوید شما چرا میخواهید با آمریکا مبارزه کنید؟ ایرانی که سی و پنج سال با ما مبارزه کرده حالا به آنجا رسیده که میخواهد جلوی ما زانو بزند.

آقا فرمودند: «رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی‌منفعت برود؟ عده‌ای اینجور وانمود می‌کردند که اگر با آمریکایی‌ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود، البته ما می‌دانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد.

در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی‌ها تندتر و اهانت‌آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه‌ی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبون‌های عمومی بیان کردند.

آمریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه‌ی تحریم هم، فایده‌ای نداشته است.

عده‌ای دوست داشتند وانمود کنند رهبری نمیگذارد که مسائل و مشکلات کشور با رابطه ی با آمریکا حل شود! خب الان که رهبری اجازه دادند شما چه کاری انجام دادید آیا تحریم ها برداشته شد؟ با عقب نشینی های ما آیا آمریکا پیش روی نکرده است؟»

در ادامه آقا می‌فرمایند ما منع نمیکنیم: «البته در زمینه‌ی ادامه‌ی مذاکرات هسته‌ای، منع نمی‌کنیم و کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کردند و تا امروز هم خوب پیش رفتند دنبال می‌شود اما این، یک تجربه‌ی ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است. این کار ما را در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها به تذبذب متهم می‌کند و غربی‌ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه می‌دهند... تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی امریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره آمریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد.»

البته بنده از مسئولین گله بکنم که با وجود اینکه کاملا واضح است در نشست با آمریکا که ما ضرر کردیم و منافع مان از دست رفت، حتی تحریم ها افزایش پیدا کرد و بر میزان وشدت توهین ها نیز افزوده شده است پس دیگر تعامل با آمریکا برای چیست؟

این یک واقعیت است که به قول حضرت امام تعامل با آمریکا تعامل گرگ و میش است، دعوای ما با آمریکا به خاطر هسته ای نیست بلکه ما دعوای ماهوی با این کشور داریم و در واقع دعوا، دعوای اسلام و کفر است.

مگر همین کشورها در زمان جنگ تحمیلی پشتیبان صدام نبودند؟ به علاوه اگر بگوییم دعوا بر سر هسته ای ست، مگر پاکستان بمب هسته ای ندارد؟ پس چرا نسبت به پاکستان حساسیت نشان نمیدهند؟ اسرائیل مگر کلاهک هسته‌ای ندارد؟ 

 

آیا ادله ی عدم رابطه ی با آمریکا فقط از نگاه سیاسی و منافع ملی است یا دلایل دیگر هم وجود دارد؟

 اتفاقا قبل از آن که عدم رابطه ی ما با آمریکا دلیل ملی و سیاسی داشته باشد دلایل قرآنی دارد، خداوند متعال در قرآن کریم  میفرماید:

- «لایزالون یقاتلونکم حتی یردوکم عن دینکم ان استطاعوا» یعنی همواره با شما پیکار خواهند کرد تا شما را از دینتان مرتد کنند.

- «وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً» خداوند هرگز برای کافران به زيان مسلمانان راهی نگشوده است.

پس بنابر آیات شریفه  آمریکا وغرب نباید برای ما تعیین تکلیف کنند! متاسفانه در توافق ژنو دوستان نوشتندmutually  درواقع از این به بعد باید آمریکا و غرب تصمیم بگیرند که کشو نیازعملی به تأسیسات هسته ای دارد یا خیر.

خب اگر اصول قرآنی را زیر پا بگذاریم، دیگر انتظار پیروزی نباید داشته باشیم.

 - «كيف وإن يظهروا عليكم لا يرقبوا فيكم إلا ولا ذمة» بنابر این آیه، آیا ما باید به این ها اعتماد کنیم؟ این که مقام معظم رهبری میفرماید خوشبین نیستم یک اصل قرآنی است، آیا ثمره این خوش بینی که دولت داشت به نفع ما شد؟ طبق آیه شریفه  اگر اینان قدرت پیدا کنند به هیچ تعهدی و دوستی پایبند نیستند، اینکه خانم شرمن میگوید ما با اسم کوچک همدیگر را صدا میکنیم و روابط خانوادگی داریم با آقای ظریف ناشی از رعایت این اصل است؟ شاهد مثال اینکه اینان (5+1)هیچ تعهدی را اجرا نمیکنند ماجرای قطع برنامه های ایران از ماهواره هاشان به ناحق از این موارد است. 

همچنین حضرت امام خمینی می‌فرماید: ملتهای مسلمان باید اصل را بر دشمنی و فریب ابرقدرتها با خود بگذارند، مگر اینکه خلاف عینی و عملی آن را مشاهده و لمس و باور نمایند. ما به حبل ولایت خدا و پیامبر و ائمۀ معصومین علیهم‌السلام چنگ زده‌ایم؛ و جداً باید از هر آنچه غیر رضایت آنان است متنفر و بیگانه باشیم، و از این بیگانگی هم برخود فخر و مباهات کنیم. 

باید بنده از آقای روحانی گله ای بکنم که چرا بعد از سی وپنج سال تابو شکنی کردید؟ شما که رفتی با دیوید کامرون نشستی فایده داشت؟ بعد از این دیدار دیوید کامرون توهین کرده به ملت ایران. و دیگر اینکه شما چرا جواب آقای کامرون را ندادید؟ آیا جواب ندادن یعنی دفاع از حقوق ملت؟

 

 امام  مگر نفرمود: «جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائیل نیست؛ جنگ ما، جنگ با عربستان و شیوخ خلیج فارس نیست؛ جنگ ما، جنگ با مصر و اردن و مراکش نیست؛ جنگ ما، جنگ با ابرقدرت‌های شرق و غرب نیست؛ جنگ ما، جنگ مکتب ماست علیه تمامی ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ اسلام است علیه تمامی نابرابری های دنیای سرمایه داری و کمونیسم؛ جنگ ما جنگ پابرهنگی علیه خوش‌گذرانی‌های مرفهین و حاکمان بی درد کشورهای اسلا می است. این جنگ سلاح نمی شناسد، این جنگ محصور در مرز و بوم نیست، این جنگ، خانه و کاشانه و شکست و تلخی کمبود و فقر و گرسنگی نمی داند. این جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزش های اعتقادی ـ انقلا بی علیه دنیای کثیف زور و پول وخوشگذرانی است. جنگ ما، جنگ قداست، عزت و شرف و استقامت علیه نامردمی هاست. رزمندگان ما در دنیای پاک اعتقاد و در جهان ایمان تنفس می کنند و مسلمین جهان هم که می دانند جنگ بین استکبار و اسلام است»

و در  جایی دیگر امام می‌فرمایند:

آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل می‌کنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدید نظر نماییم و ما خامی کرده‌ایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهای تند یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزوای کشور شده است و اگر ما واقعگرایانه عمل کنیم، آنان با ما برخورد متقابل انسانی می‌کنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمین می‌گذارند. این یک نمونه است که خدا می‌خواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز آیات شیطانی در این زمان اتفاق بیفتد و دنیای تفرعن و استکبار و بربریت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینه‌اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده اندیشی به درآییم و همه چیز را به حساب اشتباه و سوء مدیریت و بی تجربگی نگذاریم و با تمام وجود درک کنیم که مسئله اشتباه ما نیست، بلکه تعمد جهانخواران به نابودی اسلام و مسلمین است و الّا مسئله فردی سلمان رشدی آنقدر برایشان مهم نیست که همه صهیونیست‌ها و استکبار پشت سر او قرار بگیرند.»

ببینید امام جواب این نظر دوستان را داد. دولت مردان  مگر پیرو خط امام نیستند؟

این دوستان در صحبت‌هایشان میگویند تابع مقام معظم رهبری اند! خب اگر واقعا اینجور است  مگر رهبر انقلاب نفرمودند:

«چشم‌مان به دست دشمن نباشد که کِی این تحریم را برمیدارد، کِی فلان نقطه را موافقت میکند؛ به درک! نگاه کنیم ببینیم خودمان چه‌کار میتوانیم بکنیم.»

 این نوع سیاست و این نوع دیپلماسی به ضرر ملت ایران است! در قبال از دست دادن هسته ای، غربی ها روز به روز نسبت به ملت ایران گتساخ تر شدند و حتی بر تهدید و تحریم های ما نیز افزودند. تحریم های اصلی نیز قرار شد. علی رغم اینکه غربی ها در توافق نامه تعهد دادند اما باز زیر  این قرار داد زدند، جالب است حتی آقای ظریف در سازمان ملل اعلام کردند که اگر اوباما شفاهی قول بدهد میپذیریم! در صورتی که ما کتبی نوشتیم طرف غربی قبول نمی‌کند حال چه برسد به شفاهی!

 واقعا این جمله برای ما خیلی درد است انگار آقایان هول اند و میخواهند به هر صورت ممکن به توافق برسند، مگر چه اعتمادی به این‌ها دارید؟ امام میفرماید اعتماد نکنید، خدا میفرماید اعتماد نکنید! و حتی عملا هم دیدیم نباید اعتماد کنیم، اما این چه اصراری است؟ و از تیم مذاکره کننده تقاضا میکنم که به هر صورت ممکن، توافق نشود و درخواست می‌کنیم پرونده مذاکره با کدخدا را ببندند و به ظرفیت‌های درون‌زای داخلی اعتماد و تکیه کنند، زیرا دشمن هیچ‌وقت قابل اعتماد نیست، و برای منفعت ملت ضرر بسیاری نیز دارد.

دیدگاه ها

ارسال کردن دیدگاه جدید

پرسش امنیتی
این سئوال امنیتی جهت جلوگیری از تکمیل فرم توسط نرم افزارها می باشد.
Image CAPTCHA
حروف نمایش داده شده در تصویر فوق را تایپ نمایید.