امروز: یکشنبه , ۲۸ آبان ۱۳۹۶

کلام رهبر

امام خامنه ای: مکتب سياسى امام داراى شاخص هايى است. شاخص اول: در مکتب سياسى امام، معنويت با سياست در هم تنيده است. شاخص دوم، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛ شاخص سوم، نگاه بين‏ المللى و جهانىِ اين مکتب است. شاخص مهم ديگر مکتب سياسى امام بزرگوار ما پاسدارى از ارزشهاست، که مظهر آن را امام بزرگوار در تبيين مسأله‏ ى ولايت ‏فقيه روشن کردند.آخرين نکته، مسئله عدالت اجتماعي است

آگاه باشيد که ياد خدا تنها وسيله آرامش دل‌هاي مردم است. سوره رعد، آيه 28
خانه

ادامه مطلب قبلی

جالب آن است که به تصریح آقای فرجی دانا و نیز دبیر هیأت مرکزی جذب دانشجو، وزارت علوم دولت جدید در سال 1392 نیز در مقطع تحصیلات تکمیلی، 28 نفر را محروم از تحصیل (و به اصطلاح آنها ستاره‌دار) کرده است.

مناسب است که در اینجا به برخی محدود از 126 نفر از دانشجویان محروم از تحصیل که وزارت علوم دولت یازدهم آنها را برخلاف قانون به دانشگاه‌ها برگردانده است، اشاره کنیم:

1-امیر حسین. ا

دارای سابقه افراطی‌گری و بازداشت در فتنه 1388.

2-ف.ش

دانشجوی چپ تندرو، سردبیر نشریه مارکسیستی «نسل سوم»، همکاری با احزاب کمونیستی خارج از کشور، انتشار مقاله و گزارش در سایت‌های کمونیستی، انتشار جزوه‌های آموزشی سوسیالیسم، احضار به دلیل فعالیت‌های ساختارشکنانه و دستگیری و زندانی شدن به‌دلیل روابط نامشروع.

3- ح.م.ق.ق

دانشجوی چپ دارای پرونده و مشهور به فساد اخلاقی.

4-ب.ب

فعالیت‌های رادیکالی در دانشگاه و سابقه دستگیری در سال 1389.

5-ع.پ.ح

وبلاگ‌نویس سیاسی، دارای سابقه بازداشت، فعالیت تبلیغی علیه نظام و مسئول راه‌اندازی سایت موج سبز آزادی.

6- ر.ج

دارای سابقه بازداشت به‌دلیل فعالیت‌های ساختارشکنانه و مرتبط با سایت «رهانا». این سایت به بهانه دفاع از حقوق بشر به دفاع از حقوق بهائی‌ها و منافقین می‌پردازد.

7- ا.ح

دارای سابقه بازداشت، حضور در اغتشاشات روز عاشورای سال 1388، صدور حکم محکومیت یکسال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق.

8-ع.ت

دانشجوی چپ رادیکال، دارای سابقه محکومت و زندانی، مرتبط با جریان‌های مارکسیستی و لیدر برپایی تجمعات این جریان در دانشگاه و فعال در تجمعات غیر قانونی خارج دانشگاه.

9-ب.ز

دارای سابقه بازداشت، فعالیت گسترده در تجمعات غیرقانونی در دانشگاه، شرب خمر و مصرف قرص‌های روانگردان.

10-س.ا.م.س.ف

فعال در فتنه 1388، حضور در اغتشاشات روز عاشورا، روز 25خرداد، روز قدس، درگیری‌های درون دانشگاه، ارسال پیامک برای تحریک دیگران جهت حضور در اغتشاشات، محکومیت دو سال حبس و جریمه نقدی.

11-ا.م.م

دارای سابقه بازداشت به‌دلیل حضور فعال در فتنه، حضور در تجمع غیر قانونی 25 بهمن 1389.

12-ج.ح.ه

دارای سابقه دستگیری و زندانی شدن در سالهای 88 و 89، مصاحبه با رسانه‌های بیگانه و ارسال پیامک به زندانیان فتنه.

موارد فوق برخی از 126 نفر هستند که متأسفانه به‌دلیل اهداف سیاسی به دانشگاه‌ها برگردانده شدند، و روشن است که باید منتظر آشوب‌های مختلف در دانشگاه‌ها باشیم، چنانکه در مراسم 16 آذر سال 1392 در دانشگاه‌های مختلف از جمله دانشگاه خواجه نصیر و دانشگاه تهران شاهد آن بوده‌ایم.

جالب آن است که در تاریخ ششم اسفند بخشنامه‌ای از سوی سازمان امور دانشجویان و با امضای مدیرکل دانشجویان داخل و دبیر شورای مرکزی انضباطی دانشجویان به تمام دانشگاه‌های سراسر کشور فرستاده می‌شود و در راستای حذف سابقه دانشجویان مسأله‌دار از آنها خواسته می‌شود که حق ندارید این پرونده‌های انضباطی را حتی به حراست دانشگاه ارائه کنید.

2-  مجوز دادن به نشریات ضد ارزش‌های دینی و تجزیه‌طلب

متأسفانه با استقرار تیم اصلاح‌طلب و نزدیک به فتنه در وزارت علوم، به نشریاتی در دانشگاه‌ها مجوز داده شده است که علاوه بر توهین به مسئولان بلند پایه نظام و دفاع از سران فتنه، به ارزش‌های دینی نیز توهین کرده و علناً شعارهای تجزیه‌طلبانه داده‌اند. به برخی از آن موارد اشاره می‌کنیم:

1- نشریه پ که مدعی است با تغییر مدیریت دانشگاه موانع مجوز این نشریه برداشته شد، برای نمونه، در تاریخ چهارم خرداد 1393 به دفاع کامل از سران فتنه می‌پردازد، در مباحث فکری از پلورالیسم دینی دفاع کرده و همه ادیان توحیدی و غیرتوحیدی را در کنار دین اسلام از حقانیت برخوردار می‌داند، نیز با انتشار ده فرمان لیبرالی برتراند راسل، در فرمان اول آن آورده است: «در مورد هیچ چیز اطمینان مطلق نداشته باشید»؛ (معنای این سخن القای شکاکیت تمام عیار است، و لازمه آن عدم امکان معرفت یقینی به خداوند و معاد و سایر آموزه‌ای دینی است، یعنی آموزه‌های دینی نیز قابل اطمینان به‌صورت مطلق نیستند)، و با انکار ارزش‌های دینی به دفاع از روبوسی یک هنرپیشه زن با یک مرد می‌پردازد.

2- دفاع از اندیشه‌های التقاطی منافقین در نشریه دیگر به صراحت آمده است، از جمله در نشریه آ.ر. آورده است:« هرجا سبیل الله در قرآن دیدید، به جای الله «الناس» را بگذارید».

3- دفاع از جریان‌ها و اشخاصی که در زمان سیاه اصلاحات مطرح و موجب ناآرامی شده است (در نشریه غ از افرادی مانند زهرا کاظمی دفاع و مدعی می‌شود که دادستانی قول پیگیری داد ولی سرانجام حکم کافی برای آنها در نظر نگرفت)

4- دفاع از سران فتنه در چند نشریه و انتشار عکس‌های آنها، پرداختن به موضوع بند 350 زندان اوین (با عنوان پنجشنبه خونین اوین) و توهین به علما و بزرگان در نشریات مختلفی که به تازگی مجوز انتشار گرفته‌اند، به چشم می‌خورد.

5- نشریه‌ای در دانشگاه علوم پزشکی ب مدعی می‌شود که پیامبر با اوضاع و احوال آن زمان برخی از احکام را وضع کرده است و این احکام باید اکنون تغییر کند چرا که برخی از این احکام برای راضی کردن افراطیون بوده است.

6- سه نشریه قوم‌گرا و تجزیه‌طلب ا. و گ.ن و ف در دانشگاه ت منتشر می‌شود، در یکی از این نشریات، از نوشته‌های افراد تجزیه‌طلب، قومگرا، ضدانقلاب خارج‌نشین، و ... استفاده کرده است و در یکی از شماره‌های خود نص صریح قرآن کریم و احکام نورانی اسلام در مورد دیه، ارث و ... را مورد اهانت قرار داده است. در قسمتی از این نشریه که شامل ویژه‌نامه‌ای چهل صفحه‌ای در ترویج فمینیسم است، مهر انگیز کار در مقاله‌ای هتاکانه به ترویج «هم جنسگرایی» پرداخته و آورده است:« می‌گویند به حکم دین هم جنس‌گرایی زنان جرم است و در مواردی مجازات اعدام دارد، پرسش این است که در قرن 21 میلادی، چگونه می‌توانیم از این زندگی زهرآگین خلاص بشویم؟»

در تعدادی از مقالات دیگر نیز قانون اساسی کشور را زیر سؤال برده و در مواردی به توهین به مقام معظم رهبری، توهین به مراجع تقلید، اشاعه فحشا و منکرات، درج تصاویر خلاف اخلاق و عفت عمومی و نمادهای فراماسونری پرداخته است.

7- نشریه خ.ل در شماره 13 خود به معرفی و تشریح موارد مختلفی از جمله موارد زیر می‌پردازد: الف- تمجید گروهک تروریستی پ.ک.ک و اهداف شاخه‌های آن؛ ب- استقلال اقلیم کرد؛ ج- ظلم‌های وارده به اقلیم کرد؛ د- الگوسازی از مسعود بارزانی.

8-  نشره ه.آ در شماره 8 خود در اردیبهشت ماه 1393 –از نشریات منتشره در دانشگاه ش- در مقاله ای با عنوان «انقلاب از چاله به چاه: از انقلاب فرهنگی تا اسلامی سازی علوم انسانی و دانشگاه» از آقای س.س.ت می نویسد: «قصه جالبی در مثنوی هست که روزی، کسی در جایی چاله ای کند و وقتی از حفر آن فارغ شد دید که خاکی که کنده و از زمین بیرون آورده روی هم انباشت شده و درماند که حال با این خاکِ بر زمین مانده چه خاکی بر سر کند؟ ... خلاصه آنکه تا پایان عمر چاه میکند و خاک قبلی در دلِ چاه بعدی می ریخت. القصه، داستان امروز ما حکایت همان چاه کنِ دیروز است. انقلابی که در کشور رخ داد به رغم همه دلیری ها و جد جهدهای مأجورش- از اساس بر یک تئوری منسجم استوار نبود و در یک کلام می توان گفت که انقلاب ما یک انقلاب بی تئوری بود. ... مردم ما در زمان انقلاب می دانستند که چه نمی خواهند اما نمی دانستند که چه می خواهند. تنها تئوری ای که مطرح شد- آن هم اصلا و بالذات در عالم فقه و نه در دنیای سیاست و جامعه شناسی و مدیریت- تئوری ولایت فقیهِ مرحوم امام ره بود که پس از انقلاب چنان با قدرت آمیخت و گردِ حکومت بر قامتش نشست که از دسترس نقدها و نظرها دور ماند و قائلانش خود، فرصت بالندگی را از آن ستاندند. از آن که بگذریم دیگر تئوریِ قابل دفاعی در این سالها دیده نشد.

 

عده ای هم که فضای انقلابی آن سالها را درک کرده و به رأی العین دیده بودند که چگونه می توان با بهره بری از دین –به مثابه یک ایدئولوژی- و احساسات دینیِ دینداران برای تهییج و بسیج توده ای، حرف خود و هم ریشان خود را به کرسی بنشانند، طالب آن شدند که آن فضای انقلابی- با تمام لوازم و تبعاتش- همچنان باقی بماند که اولین نمودهای آن، در داستان تسخیر سفارت آمریکا و بسته شدن دانشگاه ها-که بعدتر تاسیس ستاد انقلاب فرهنگی نام انقلاب فرهنگی به خود گرفت-دیده شد. ... امروز کم نیستند افراد و گروه هایی که طالب تداوم و حتی تشدید همان فضای انقلابی غالب در سالهای ابتدایی انقلابی هستند، حضور گروه های فشار و لباس شخصی ها در بزنگاه های سیاسی و تمایل به بسیج توده ای و راهپیمایی در مناسبتهای گوناگون و سردادن شعار به جای نشستن بر سر میز گفتگو و شنیدن سخن طرف مقابل، گواه این مدعاست

 

9- نشریه ق.ش از دانشگاه س در شماره چهارم خود ویژه نامه ای را در اسفند 1392 منتشر کرده است و در آن از افرادی چون سید کاظم شریعتمداری تجلیل و در مورد آیت الله طالقانی شبهاتی را مطرح و فوت ایشان را به نظام مرتبط دانسته است.

 

10- نشریه ف در اولین شماره خود در اسفند 92 تفکرات فمینیستی را در مورد زنان مطرح کرده و در شماره دیگرش به چاپ تصاویر بی حجاب اعتراض زنان در سال 58 به قانون حجاب پرداخته و از این حرکت تجلیل کرده است. نیز برخی از احکام اسلام مانند جواز ازدواج دختران زیر 18 سال و عدم امکان قضاوت را مورد سوال قرار داده است.

 

11- نشریه الف از دانشگاه ی در اسفند 92، ضمن تخریب اعتقادات اسلام سیاسی، تلاش کرده است با ترویج نگاه سکولاریستی، اسلام را تنها یک مذهب و در حیطه رفتارهای فردی معرفی کند، نیز با زیر سوال بردن اقدامات انقلابی افرادی مانند حجه الاسلام شهید نواب صفوی، ایشان را فردی خودسر معرفی کرده که سعی داشته است تا با انجام ترور، خود را اثبات نماید.

 

12- نشریه ب در دانشگاه م در آذر 92 ضمن ابراز امیدواری نسبت به شکوفا شدن نظریه کارل مارکس، به دفاع از جریان فکری سیاسی مارکسیسم می پردازد.

 

13- نشریه ن از دانشگاه ی در شماره چهارم خود در اسفند 92 در مقاله «جایگاه حقوق زن در قانون اساسی» ضمن انتقاد به برخی از حقوق زنان در قانون مانند اصل تمکین، حق حضانت فرزند، قانون حمایت خانواده، قانون ازدواج با فرزند خوانده، اختیار شوهر در اشتغال همسر و ... این موارد را از جمله اصول و قوانینی برشمرده که به اعتقاد بسیاری از فعالین حقوق زن، حقوق بشر و منتقدین درست نبوده و قابل بازنگری است.

 

14- نشریه ه.ن از دانشگاه ک در شماره اخیر خود به بهانه حمایت از اکراد سوریه مبادرت به چاپ نقشه کردستان بزرگ و استفاده از عناوین تجزیه طلبی مانند «کردستان غربی، شرقی، جنوبی و شمالی» و شعار «زنده باد کرد»، «زنده باد آزادی» و «زنده باد کردستان غربی» کرده است

 

در کنار این نشریات، مجلات رنگی داریم که با تیراژ بالا در خارج از دانشگاه منتشر و در درون دانشگاه توزیع می شود.

 

موارد فوق[1] اگرچه در میان دانشجویان ما بسیار اندک و قلیل هستند اما همین موارد اندک در زمان دولت جدید مجوز انتشار گرفته اند. حداقل این است که عزم جدی در برخورد با این افراطی گری ها وجود ندارد.

 

در جلسه ای که شورای استیضاح کنند گان با وزیر علوم –آقای فرجی دانا- داشتند، ایشان بیان کردند که ما بخشنامه به دانشگاه ها فرستادیم که نشریات ساختار شکن، ضد انقلاب و تجزیه طلب را توقیف کنند. اما دو نکته در مورد این بخشنامه قابل ذکر است:

 

1- در ابتدا این بخشنامه به صورت محرمانه ابلاغ شده بود که با تاکید نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی به صورت علنی ابلاغ گردید.

 

2- مشکل اساسی در محتوای بخشنامه است. یعنی مفاهیمی که در آن بکار رفته است مفاهیم کِشدار بوده و قابل تفسیر به صورتهای مختلف است و از این رو، هیچ ثمره عملی نخواهد داشت. برای نمونه، به وزیر گفتم مفهوم ساختار شکن یعنی چه؟ آیا نشریه ای که قائل به پلورالیسم بوده و همه ادیان توحیدی و غیر توحیدی را در کنار اسلام از حقانیت برخوردار می داند، ساختار شکن است؟ آیا نشریه ای که پیام برتراند راسل را در ترویج لیبرالیسم و نفی یقین معرفتی ترویج می کند، ساختار شکن است؟ آیا نشریه ای که اگزیستانسیالیسم را ترویج می کند، ساختار شکن است؟

 

روشن است که هر کس در مقام اجرا می تواند هرگونه تصمیمی را بگیرد. در همان جلسه نماینده ای از آقای وزیر پرسید به نظر شما انتشار تصویر یکی از سران فتنه یعنی محمد خاتمی ساختار شکنی است؟ وزیر صریحا این امر را انکار کرده و بیان کرده است شما خاتمی را فتنه گر می دانید نه اینکه واقعا هم اینطور باشد.!! ملاحظه می شود که آن بخشنامه وزارت علوم، هیچ فائده ای در مقام عمل ندارد.

 

1-  اعزام هیئت های چند نفره به دانشگاه ها

 

به بهانه بررسی وضعیت دانشگاه ها هیئت های مختلفی اعزام شده اند.

 

اما در بسیاری از موارد حضور این هیئت ها –که با گرایش خاص جناحی انتخاب شده اند- مقارن با تجمعات ساختارشکنانه و شعار علیه ارکان نظام و به دفاع از این هیئت ها بوده است. در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل مقارن حضور هیئت مذکور عده ای از دانشجویان افراطی شعارهای بسیار تُند سیاسی داده و با توهین و حمله به بسیج و رئیس دانشگاه به دفاع از زندانی فتنه پرداخته اند. در دانشگاه شهید چمران اهواز با هماهنگی قبلی در جلسه ای که این هیئت با تشکل های دانشجویی می گیرد، آقای ج.ع که به سبب توهین به ارزشها به سه سال زندان محکوم شده بود و در آن زمان آزاد بوده است، نیز مقارن ورود این هیئت به جمع تشکل های دانشجویی وارد آن جلسه می شود. و این امر موجب درگیری میان او و دانشجویان ارزشی می گردد. در هیئت های ارسالی به دانشگاه قم و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در قم افراد تابلو دار سیاسی و وابسته به جریان افراطی جناحی –مانند حجه الاسلام ر- از اعضای هیئت بوده و به دفاع از فتنه گران در جلسه با مسئولین دانشگاه می پردازند.

 

در واقع، این روش بیش از آنکه سازوکاری برای بررسی شرایط و اتخاذ تصمیم صحیح باشد، وسیله ای برای راه اندازی تجمعات اعتراضی، انتقام گیری، حاشیه سازی و برکناری مفتضحانه نیروهای اصولگرا و توجیه انتصاب افراد جناحی افراطی خواهد بود. نگاهی به حضور پرحاشیه این هیئت ها در دانشگاه های نوشیروانی بابل، چمران اهواز، بین المللی قزوین، مازندران، شاهرود، یزد،تبریز و ... نشان می دهد که این اقدام نه تنها کمکی به بهبود وضعیت دانشجویان و دانشگاه ها نکرده است، در عمل منجر به بروز حواشی مختلف زیر شده است:

 

1-غوغا سالاری و انحراف افکار عمومی با ایجاد فضای ناآرام و عمدتا سیاسی و تحرکات برخی از احزاب افراطی. شاید کمتر جلسه ای با حضور این هیئت ها نبوده است که عناصر افراطی شروع به صحبت های تند ساختارشکنانه نکنند و اعضای هیئت نیز با سکوت و بلکه در برخی از موارد با تحریک خود، آنها را تایید می کردند.

 

2- مطرح شدن افرادی که به دلیل مواضع ضددینی و فتنه گرانه در سالهای قبل نتوانسته اند عرض اندام کنند.

 

3- بدبین کردن دانشجویان، اساتید و کارمندان دانشگاه به مسئولین دانشگاه و ایجاد نارضایتی کاذب.

 

اعزام هیئت ها اغلب به درگیری میان نیروهای ارزشی و افراطیون و التهاب در دانشگاه ها منتهی شده است، برای نمونه، یکی از تشکلهای دانشگاه مازندران پس از اتفاقات مختلف رخ داده با حضور این هیئت می نویسد: «تنها نتیجه ای که می توان از این گزاره دریافت این است که هدف از اعزام چنین هیأت هایی تنها نا آرام کردن جو دانشگاه ها، خیزش دانشجویان (غالبا دارای خط فکری خاص)، ربط دادن مشکلات کلان کشوری و مملکتی به مدیریت دانشگاه و حتی ایجاد نارضایتی کاذب علیه مدیریت و ریاست دانشگاه ها و نهایتا سندی عینی برای تعویض رئیس. حال بماند که در این تجمعات و نشست ها چه اهانت هایی به قشر ارزشی و ارزش های جامعه رفته است

 

دبیر یکی از تشکلهای دانشجویی دانشگاه یزد می گوید: «شما که می خواهید رئیس دانشگاه را تغییر دهید برای چه با این همه تشریفات سعی بر متشنج کردن فضای دانشگاه ها دارید

 

رئیس وقت دانشگاه بین المللی قزوین با دیدن وضعیت افراد جناحی حضور یافته در هیئت و جلسه با افراد خاص در دانشگاه استعفای خود را نوشته و در نامه ای می نویسد: «آیا مدیرانی که در طول هشت سال اداره دانشگاه را به عهده داشتند، هیچ نقطه روشنی در کارنامه ندارند؟ تا آنجا که هیئت های اعزامی وارد دانشگاه می شوند و با تشکیل جلسات یک سویه با اعضای هیئت علمی، دانشجویان و کارکنان و از آن بالاتر با یک جناح خاص سیاسی، یک طرفه به قاضی می روند و هر آنچه بر زبانشان جاری می شود نثار مدیران دانشگاه می کنند و بدون آنکه صحت و سقم آن گفته ها بررسی شود و یا فرصتی برای دفاع و بیان حقایق به آنان داده شود مطالب را جمع بندی می کنند و ملاک داوری قرار می دهند

 

جالب این است که اعزام هیئت ها به بهانه بررسی امور برای تغییر در ریاست دانشگاه است، اما در این ایام، وزارت علوم از شیوه های کاملا متفاوت برای تغییر ریاست دانشگاه ها استفاده کرده است، با اینکه قانون تصریح دارد که رئیس دانشگاه باید از سوی وزیر به شورای انقلاب فرهنگی معرفی شود اما آقای فرجی دانا و تیم تصمیم گیر مستقر در وزارت علوم از روشهای متفاوت زیر برای تعویض رئیس دانشگاه ها استفاده کرده است:

 

الف- روش پیامکی: یکی از روسای سابق دانشگاهی می گفت: از طریق پیامک برکناری خود را متوجه شدم.

 

ب- روش تلفنی: یکی از روسای معزول می گوید: پیش از این هیچ تماس و خبری مبنی بر تغییر من مطرح نشده بود. وزیر علوم حتی از من نخواست که استعفا دهم و فقط تلفنی عنوان کرد که شخص جدیدی جایگزین من شده و به زودی کار خود را شروع خواهد کرد.

 

ج- روش اعزام هیئت به دانشگاه: چنانکه توضیح داده شد، این روش در اغلب موارد به ناآرامی در دانشگاه و توهین به ارزشها منتهی شده است.

 

د- روش اینترنتی: در برخی از موارد، از طریق ایمیل انتخابات انجام داده اند، اما متاسفانه اگر فرد مطلوب تیم سیاسی مستقر در وزارت علوم انتخاب نمی شد، فرد دیگری به عنوان سرپرست معرفی می گردید، برای نمونه، در یکی از دانشگاه های تهران، نفر اول چند برابر سرپرست فعلی رأی آورده است ولی او را انتخاب نکرده اند.

 

ه- روش انتخابات حضوری: در برخی از دانشگاه ها از شیوه انتخابات حضوری استفاده کردند، برای نمونه در دانشگاه سیستان و بلوچستان با حضور 350 نفر از اساتید انتخابات برگزار گردید، و صندوق رأی به وزارت علوم آورده می شود، اما فرد انتخاب شده یکی از افراد ارزشی است، و مطلوب آن تیم مستقر در وزارت علوم قرار نگرفت.

 

و- روشهای گزینشی چند نفره یا چند ده نفره: در دانشگاه تهران جمع 50 نفره، فردی را انتخاب می کنند، اما باز هم این فرد معرفی نمی شود بلکه فردی مورد نظر آن تیم سیاسی مستقر در وزارت علوم باید معرفی شود. در دانشگاه شریف کمیته 7 نفره مسئولیت معرفی گزینه ها را به عهده می گیرند، و از میان 450 عضو هیئت علمی، چند نفر را معرفی و این شورای چند نفره نیز 3 نفر را به وزیر معرفی می کند تا یکی از میان آنها مورد قبول آن تیم خاص قرار گیرد.

 

دقت در این روشهای گوناگون اتخاذ شده روشن می سازد که اولا: هیچ ضابطه و قانون واحدی در معرفی سرپرست دانشگاه وجود ندارد، ثانیا: گرایش سیاسی بر امور دیگر غلبه داشته و براساس آن در هر دانشگاهی روش خاصی إعمال می شود، و به همین خاطر است که در موارد مختلفی فرد معرفی شده به شورای انقلاب فرهنگی رأی لازم را نمی آورد، در حالی که افراد معرفی شده از سوی وزیر بهداشت، رأی می آورند، ثالثا: اینکه فردی را با انتخابات از میان صدها هیئت علمی به شورای انقلاب فرهنگی معرفی شود، در صورتی که شورا بنابر مصالحی به آن فرد رأی ندهد، موجب می شود که شورای انقلاب فرهنگی در مقابل اساتید دانشگاه ها قرار گیرند

 

6-مجوز دادن به تشکل های دارای مشکل

 

از موارد دیگر خلاف قانون، مجوز دادن به تشکل های معارضی است که قبلا مجوز آنها لغو شده بود. متاسفانه گروه تصمیم گیر سیاسی مستقر در وزارت علوم برای رسیدن به اهداف جناحی خود و بدون ملاحظه اهداف نظام و حقوق مردم و دانشگاهیان عزیز-در داشتن مکانی آرام برای پژوهش و رشد علمی- حیات دوباره ای به اقلیت بسیار اندک افراطی بخشیده و به آنها امکانات لازم را اعطا کرده اند (مانند آنچه که در دانشگاه تهران انجام داده اند). این گروه های فشار می توانند به برخی از افراد سیاسی بیرون از دانشگاه ها کمک کنند تا با ناآرام کردن فضای دانشگاه ها فشار لازم برای دستیابی به اهداف سیاسی و جناحی را فراهم کنند، مانند تلاشی که در فتنه تیرماه 78 انجام شده است.

 

7-خنثی کردن حراست در دانشگاه ها

 

پس از انتصاب توفیقی به عنوان سرپرست وزارت علوم، وی در 2/7/1392 در همایش مسئولین حراست ها در دانشگاه شهید بهشتی اعلام می کند که از این پس مجموعه حراست وزارت علوم و دانشگاه ها صرفا به عنوان مشاور به فعالیت می پردازند و حق دخالت در امور مربوط به دانشجویان را ندارند.

 

همچنین دبیر شورای مرکزی انضباطی دانشجویان طی بخشنامه ای در تاریخ 6/12/1392 به کلیه دانشگاه ها، ارائه احکام صادره توسط کمیته انضباطی دانشگاه به حراست را ممنوع اعلام می کند.

 

روند حاکم در وزارت علوم، ایجاد محدودیت برای مراکز نظارتی و باز کردن فضا برای فعالیت افراد افراطی و نزدیک به فتنه است. رئیس حراست قبلی به علت منفی اعلام کردن استعلام معاونان منصوب از سوی فرجی دانا-مانند معاون آموزشی و معاون دانشجویی- از سمت خود عزل و فرد مطلوب سیاسی تیم مستقر در وزارت علوم به این سمت نصب می شود. حضور محکومین و سران فتنه جهت تطهیر فتنه و ایجاد فضای ملتهب در دانشگاه ها، انتشار نشریات موهن از عملکرد این دوره از حراست دانشگاه ها است. حضور یکی از سران مهم فتنه یعنی محمد خاتمی در دانشگاه شهید بهشتی، علی پرویز (محکوم فتنه) در دانشگاه خواجه نصیر، علی شکوری راد و محمد رضا خاتمی در دانشگاه تهران، فیروزه صابر و تقی شامخی در دفتر انجمن اسلامی دانشگاه تهران گواه روشنی بر صحت مدعای فوق است.

 

نتایج

 

نصب افراد سیاسی نزدیک به فتنه، برگرداندن افراد مسأله دار سیاسی واخلاقی به دانشگاه، برگرداندن دانشجویان ستاره دار که افراطی بوده و بخاطر اغتشاشات دستگیر و از دانشگاه اخراج شده اند، مجوز دادن به نشریات ضددینی و تجزیه طلب، اعزام هیئت ها به دانشگاه که در بیشتر موارد زمینه حیات دوباره گروه های افراطی را فراهم کرده است، مجوز دادن به تشکل های معارض و بی اثر کردن و خنثی نمودن حراست در دانشگاه ها نتایج منفی زیادی را به همراه داشته است که به دو نتیجه مهم آن اشاره می شود:

 

1-بروز اغتشاشات و ناآرامی ها در دانشگاه ها

 

متاسفانه در همین یک سال اخیر اغتشاشات زیادی در دانشگاه های مختلف بر اساس سیاست و برنامه ریزی فوق رخ داده است، که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

 

1- تشکلی که در دانشگاه تهران مجوز می گیرد، به بهانه دادن افطاری در ماه رمضان امسال، از افراطی ترین افراد مانند محمد نوری زاد دعوت کرده و در آن جلسه به همه مقدسات و از جمله رهبری توهین مستقیم می شود.

 

2- ورود سران فتنه برای تطهیر فتنه و دادن روحیه به گروه های افراطی به دانشگاه ها مانند حضور محمد خاتمی به دانشگاه شهید بهشتی.

 

3- برگزاری مراسم پر التهاب و ساختار شکن 16 آذر 1392 در برخی از دانشگاه ها. که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

 

مراسم 16آذر دانشگاه خواجه نصیر

 

در این مراسم به برخی از موارد ساختار شکنانه ای که با حضور معاون آقای فرجی دانا و مسئولین دانشگاه رخ داده است، اشاره می شود:

 

(اول) در این مراسم، کلیپی با تشویق جمع محدود طرفدار این گروه افراطی پخش می شود که در آن کلیپ علاوه بر تصاویر سران فتنه-یعنی موسوی، کروبی و خاتمی- از ضد انقلاب های خارج نشین که در کشتن مردم و مسئولین ایران دخالت داشته اند –مانند بنی صدر- نیز تصاویری پخش می شود. نکته مهم در این کلیپ آن بوده است که بعد از نشان دادن جنازه امام ره بلافاصله عکس یکی از سران فتنه که به کشور خیانت کرده است –یعنی خاتمی- را نشان داده که در کنار عکس ایشان نوشته شده بود: «خاتمی آمد». در واقع، این کلیپ به جوانهای مظلوم و پاک دانشجویان ما این امر را منتقل می کرد که بعد از امام، خاتمی رهبر است!!

 

(دوم)خانم معصومه ابتکار در سخنرانی خودش در این مراسم بیان کرده است:

 

«جنبش دانشجویی فراز و نشیب های زیادی را دیده است و دوره سختی را در سالهای گذشته از جنبش دانشجویی شاهد بودیم و درد دلهای زیادی دانشجویان دارند. دانشجویان هزینه های زیادی را داده اند و من که در شورای شهر رد صلاحیت شدم با شما همدرد هستم.

 

انتخابات 24 خرداد و رأی مردم به تغییر شرایط زمینه ساز احیای مجدد انجمن های اسلامی و تشکل های دانشجویی شد ... تحولات 24 خرداد و روی کار آمدن دولت اعتدال با نگاه یک حقوقدان که به مسائل امنیتی نگاه نمی کند فضای بازی را به وجود آورده است. وزیر علوم محبوب آقای فرجی دانا تلاش می کند دانشگاه ها بستری سالم و با نشاط برای فعالیت های اجتماعی و سیاسی باشد و دانشجویی هرگز ستاره دار نشود

 

طیف اصلاح طلب حاضر در جلسه ضمن تشویق سخنان خانم ابتکار این شعار را نیز بیان می کردند:«می کشم می کشم آنکه برادرم کشت»، «سلام بر هاشمی درود بر خاتمی». این امور باعث عکس العمل نیروهای ارزشی حاضر در جلسه گردید، و در واقع، زمینه ای برای درگیری دانشجو با دانشجو را فراهم آورد.

 

(سوم)سپس دبیر کانون «فرهنگ و ادب» به قرائت بیانیه خود می پردازد:

 

«در سالیان سیاه: کودتا، در سالیان سرخ: انقلاب، در سالیان آتش و بمباران: جنگ، در سالیان سپید: اصلاحات و در سالیان سیاه سیاه ...، یاد کوی دانشگاه 78، یاد دانشجویان در دانشگاه و خیابان، یاد دانشجویان در تبعید و بند ... دانشگاه می بخشد ولی فراموش نمی کند ... ما حمایت صریح خود را از وزیر علوم آقای دکتر فرجی دانا اعلام می نماییم ... از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس می خواهیم به رأی مردم و خواسته مشروع اهالی دانشگاه گردن نهند و اگر خود پیگیر مطالبات دانشجویان نیستند، سدی موقت بر این راه ناگزیر نباشند. ما دانشجویان از تغییر رئیس دانشگاه و ریاست دکتر خاکی صدیق حمایت و تشکر می کنیم. از دکتر خاکی صدیق می خواهیم تا با تغییر نقش حراست در روندهای صنفی تشکیلاتی و دانشجویی فضای شادی و نشاط را در دانشگاه بوجود آورد. تا دیگر شاهد برخوردهای زننده حراست نباشیم... باید از آقای دکتر خاکی صدیق تشکر کنیم که اگر نبودند این برنامه برگزار نمی شد

 

(چهارم) سپس از علی پرویز دعوت می شود که سخنرانی کند. (علی پرویز شخصی است که: در اغلب تجمعات غیر قانونی در فتنه 88 شرکت داشته است، مراسم سخنرانی صفار هرندی را به هم زده که در انتها منجر به گروگان گیری یکی از محافظین ایشان می شود، در جلسه سخنرانی رحیم پور ازغدی در سال 87 شرکت کرده و ضمن برهم زدن نظم جلسه از گروهک منافقین سال 67 دفاع می کند، در تاریخ 12 آبان 1388 دستگیر و به یک سال حبس تعزیری و جزای نقدی محکوم می گردد، در تجمع غیر قانونی 25 بهمن 1389 شرکت کرده است.)

 

علی پرویز با اینکه فارغ التحصیل بوده است با هماهنگی مسئولین دانشگاه در جلسه حاضر شده و به عنوان نماینده جنبش دانشجویی 15 دقیقه سخنرانی می کند. او می گوید: «من تشکر می کنم از تشکل های دانشجویی علیرغم فشارهای مختلف از سوی نهادهای مختلف دانشگاهی این برنامه را برگزار کردند. باید به اطلاع شما برسونم که آخرین برنامه انجمن اسلامی سال 87 بود که بعد از اون برنامه انجمن به طور غیر قانونی تعلیق شد. ... الان سال 92 است. دانشجویان می بخشند ولی فراموش نمی کنند. ما بخشیدیم ولی شما نهادهای دانشگاهی عبرت بگیرید. ... کانون موسیقی هر سال چند برنامه برگزار می کرد اما از سال 88 مجوز برنامه نمی دهند. این سوالی است که شما دانشجویان باید بدونید و از مسئولین بپرسید. ... سنت دانشگاه این بود که در سالهای قبل مراسم شب یلدا برگزار می شد امیدوارم بعد از 6 سال بشه که بچه ها شب یلدا کنار هم باشند

(ادامه مطلب در پست بعدی)

دیدگاه ها

ارسال کردن دیدگاه جدید

پرسش امنیتی
این سئوال امنیتی جهت جلوگیری از تکمیل فرم توسط نرم افزارها می باشد.
Image CAPTCHA
حروف نمایش داده شده در تصویر فوق را تایپ نمایید.