امروز: یکشنبه , ۲۸ آبان ۱۳۹۶

کلام رهبر

عزت و قدرت در سايه‏ ي تقوا و تمسك به قرآن و نترسيدن از غير خدا ممكن است.

از امام حسن عليه‌السلام سئوال شد: زهد چيست؟ فرمود: «رغبت به تقوي و بي رغبتي به دنيا»  
خانه

بسم الله الرحمن الرحیم

مباحث جاری روز ، به نظر بنده احتیاج به یک تحلیلی داره که این بحث روشن بشه ؛

یه مقدار از  آقایانی که انتظار نمی‌رفت کارایی انجام دادن که این کارها درست نبوداصلا .من اگر این جمله رو که برام اومده از شبکه های ماهواره ای ،دوتا جمله روبراتون می خونم ؛یکی ازصدای آمریکا : «احمدی نژاد علیه ولایت فقیه با جنبش سبز هم صدا است» و یکی از بی بی سی که تند تر هم هست و الان شده مدافع آقای احمدی نژاد: «مقبولیت و محبوبیت رهبر از احمدی نژاد است در صورت ادامه‌ی دعوا، احمدی نژاد برنده‌ی بازی است. »

این نکات خیلی مسئله  است که ما خودی‌هاخیلی باید به هوش باشیم. مقام معظم رهبری در تعبیر زیبایی فرمودند: «دشمنان مثل گرگ‌اند»؛ گرگ اگر بتواند حمله می‌کند و اگر نتوانست منتظر می‌ماند تا یک حیوان و یا گوسفند زخمی اندک خراشی ببیند و دیگر نتواند حرکت کند، آن‌گاه حمله‌ی خود را آغاز می‌کند. دشمنان نیز منتظر فرصت‌اند، خیلی باید به هوش باشیم.

سؤال این‌جاست، اقدام اخیر رییس جمهور محترم چرا رخ داد و چرا ادامه پیدا کرد؟ کاری که آقای احمدی نژاد انجام داد، قابل توجیه نیست.

رهبر معظم انقلاب فرمودند: «تا من زنده‌ام نمی‌گذارم که در مسیر حرکت مردم انحرافی به وجود بیایدانحراف در کجاست؟ معظم له چه خطری را احساس کرده‌اند؟ تمام تحلیل بنده در این نقطه است، انحراف کار کجاست. در این‌جا به گوشه‌ای از مباحث اعتقادی و تئوریک اشاره می‌کنیم. ابتدا ذکر دو نکته، لازم و ضروری به نظر می‌رسد.

مقام معظم رهبری در بازدیدی که از منزل «آیت‌الله‌ مصباح یزدی» داشتند، فرمودند: «بنده به سهم خودم قدر آقای مصباح را می‌دانم، واقعاً می‌دانم که ایشان در کشور و برای اسلام چه وزنه‌ای هستند و حقاً و انصافاً خیلی نادر نظیر آقای مصباح ممکن است، وجود داشته باشد.» این تعبیر خیلی بلند است، سه جهت در ایشان جمع است؛ علم، بصیرت به معنای حقیقی کلمه و هم صفا.

  آیت‌الله‌مصباح، در 21 فروردین ماه در جمعی، بحثی پیرامون حقوق زن را مطرح کردند و در آن‌جا جمله‌ای را فرمودند. ایشان، می‌فرمایند: «اگر روزی مسؤولینی بر سر کار آیند که در ابدی بودن احکام اسلام تشکیک کنند همان‌گونه‌ای که در دوره‌ای چنین شد (دوره‌ی اصلاحات)، اساس اسلام زیر سؤال می‌رود و جایی برای بحث‌هایی مانند حقوق زن در اسلام و غیره باقی نمی‌ماند. امروزه در درون جامعه‌ی ما تشکیلاتی فراماسونری در حال شکل گرفتن است. (این نکته بسیار مهم است. چراکه مقام معظم رهبری فرمودند عمق دیده‌های آقای مصباح، بی‌نظیر است) و همان‌طور که در دوران مشروطه، فراماسونری با شعار قرآن و اسلام پیش آمد امروز نیز فراماسونری با شعار قرآن و اسلام جلوه می‌کند و تحت پوشش آن حرف خود را بیان می‌کند یعنی قالب را حفظ و محتوا را عوض می‌کند. اگر تنبلی کنیم، زمانی از خواب غفلت بیدار می‌شویم که تیرگی فتنه همه جا را فراگرفته است و می‌بینیم همان کسانی فتنه را آغاز کرده‌اند که خود پرورش داده‌ایم. این عزل و نصب‌ها از کجا در می‌آید. این حرف‌های ملی گرایانه و مکتب ایرانی، آن هم در زمانی که نهضت اسلامی در جهان اسلام در حال شکل‌گیری است. (این نکته نیز از اهمیت خاصی برخوردار است) حال که کشورهای منطقه به اسم اسلام، برخواسته‌اند ما شعار مکتب ایرانی، می‌دهیم. شعار ملی‌گرایی برای چیست؟ ملی‌گرایی و دم زدن از مکتب ایرانی با چه انگیزه‌ای صورت می‌گیرد؟

همان کسانی که از اصحاب رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودند پس از رحلت ایشان، حضرت علی(علیه‌السلام) را خانه نشین کردند و بنی‌امیه که با نام اسلام بر سر کار آمده بود، کاری کرد که بر سر منابر به لعن علی(علیه‌السلام) می‌پرداختند و مجاهدان و یاران پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز، اعتراضی نکردند پس اگر برخی از یاران امام روزی در مقابل امام ایستادند، همان‌گونه که سران فتنه‌ی گذشته نیز چنین کردند، جای تعجب نخواهد داشت. برخی از کسانی که امروز دم از رهبری می‌زنند و از یاران رهبری هستند اگر فردا فتنه‌ی بزرگ‌تری را به وجود ‌آورند، جای تعجب ندارد. خطری که امروز احساس می‌کنم شدیدترین خطری است که تاکنون اسلام را تهدید کرده است

این خطر چیست؟ مقام معظم رهبری، چه انحرافی را احساس کردند که فرمودند: «تا من زنده‌ام جلوی این انحراف را خواهم گرفت؟» آیت‌الله مصباح هم از تشکیلات فراماسونری سخن می‌گویند، منظورشان کیست؟ شخص احمدی نژاد؟ نه! منظور اطرافیان وی هستند، مانند همین آقای مشایی.

بنده، افکار آقای مشّایی و کارهای ایشان را کمی باز و بررسی می‌نمایم تا ببینیم به فراماسونری چه ارتباطی پیدا می‌کند. این‌که آیت‌الله مصباح، برخورد تندی می‏کند، به این معنی نیست که این‌ها در فراماسونری کارت عضویت دارند و ...

بهتر است، نگاهی به زندگی‌نامه‌ی «آقای مشایی» داشته باشیم.ایشون متولد سال 1339 است از شهرستان رامسر.ایشون آدم کوچکی نیست .بسیار آدم بزرگی است با سابقه های بسیار قوی.از 15سالگی ایشون سخنران شهرش بود .در ایام  انقلاب با 18 سال سن، بیانه‌های امام(ره) را ایشان می‌خواندند، سخنرانی‌های جدی نیز داشته است. بعد از انقلاب نیز در اطلاعات سپاه رامسر مشغول به کار می‌شود.مهندسی الکترونیک رو بعد از انقلاب از دانشگاه اصفهان میگیره . به دعوت سردار نقدی به کردستان میره و معاون واحد کومله اطلاعات قرارگاه حمزه سید الشهدا میشه. با آقای احمدی نژاد زمانی که وی فرماندار شهرستان خوی بود در شورای تأمین شهر، آشنا می‌گردد. آشنایی این دو، نزدیک به 30 سال است.در زمان آقای ری شهری مسئول مناطق بحرانی کشور می شود.بعد به وزارت کشور منتقل میشود.بعد مدیر شبکه رادیو پیام و بعد رادیو تهران می شود.وی فرد فوق العاده قوی‌ایست. زمانی که احمدی نژاد به شهرداری تهران می‌رود، ایشان را نیز با خود به آن‌جا می‌برد. آقای مشایی در دولت نهم، رییس سازمان ایرانگردی و جهانگردی و میراث فرهنگی بود. به مدت 20 سال، تا سال 88 نیز به عنوان مدیر مسؤول ماه‌نامه‌ی «سروه» مشغول به فعالیت بوده که نشریه‌ای بین المللی است.ایشان در دولت نهم 7،8 تا شغل داشتند برعهده داشتند(رئیس مرکز مطالعات جهانی شدن،جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور،عضو شورای نظارت بر صدا وسیما،عضو شورای فرهنگی دولت، نماینده رییس جمهور در شورای نظارت برسازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران،عضو کمیسیون های اقتصاد و فرهنگی دولت،ریاست کمیته عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران پاکستان هند)

 و بعضی از آن‌ها به دولت دهم نیز منتقل شد، در دولت دهم هم 17،18 تا شغل دارند.

(رئیس دفتر رئیس جمهور،سرپرست نهاد ریاست جمهوری(که الان آقای بقایی رو آوردن که تو تیم آقای مشایی هست.یادتون باشه!)،نماینده ویژه رئیس جمهور جهت تصمیم گیری در مورد نحوه  اجرای هیئت وزیران در امور نفت،ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی،دبیر کمیسیون فرهنگی دولت،ریاست گروه مشاورین جوان ریاست جمهوری،مسئولیت انتصاب مدیریت صندوق مهر امام رضا-ع-،مسئولیت کنترل و نظارت مرکز امور حقوقی بین المللی ریاست جمهوری،نماینده تام الاختیار رئیس جمهور در ستاد مرکزی راهیان نور،رئیس کارگروهی زیارت وفرهنگ رضوی،عضویت در شورای فرهنگی دولت با حکم رئیس جمهور، رئیس کمیته عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران پاکستان هند، نماینده رییس جمهور در شورای نظارت برسازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، رئیس مرکز مطالعات جهانی شدن،عضو کمیسیون اقتصادی دولت،نظارت بر کار سخنگوهای دولت و رئیس شورای اطلاع رسانی دولت)

نمیدونم معاون اول رئیس جمهور انقدر اختیار داشته باشه؟ شاید خود رییس‌جمهور این ‌همه اختیار نداشته باشد، زیرا همه‌ی این‌ها را به آقای مشایی سپرده است!!

الان میخوام افکار آقای مشایی رو باز کنم:این بحث بسیار جای گله، ترس و واهمه دارد که ایشان از وقتی که وارد دولت شده،همش برای رهبری هزینه درست می‌کند و رهبری مجبور می‌گردد به نوعی در کارها، دخالت نمایند. به چند نمونه از این هزینه‌ها اشاره می‌کنیم و بعد گوشه‌ای از افکار او را توضیح می‌دهیم.

مورد اول؛ در سال 85 یعنی یک سال پس از حضور ایشان در دولت نهم ـ که ایشان رییس سازمان گردشگری بودند ـ به ترکیه سفر کرده و در آن جلسه‌ی رقص، شرکت می‌نمایند. فیلم این جلسه، حدود یک ساعت است و 13 دقیقه‌ی آن، به انواع رقص‌ها اختصاص دارد. ایشان از خود چنین دفاع می‌کند که این فیلم، مونتاژ شده ‌است. این ماجرا در کشور سر و صدا ایجاد می‌کند، مجلس درگیر می‌شود."سعید ابوطالب" اعلام می‌کند این فیلم را یک شرکت ترکیه‌ای کامل پخش کرده است و چیزی از آن مونتاژ نیست.

مورد دوم؛ اظهار نظر آقای مشایی در مورد اسراییل است. ایشان می‌گوید: «مردم اسراییل، دوست ما هستند.»؛ 200 نماینده‌ی مجلس، در مورد اظهار نظر ایشان موضع گرفته و اعلام می‌نمایند که او همواره برای کشور مسأله درست می‌کند. دانشجویان اعتراض می‌کنند و مقابل سازمان ایرانگردی و جهانگردی در تهران تحصن می‌نمایند و بالاخره رهبری مجبور می‌شود در نماز جمعه، به این مسأله ورود پیدا کرده و اوضاع را سر و سامان دهند. متأسفانه، آقای مشایی در این موضوع نیز عذرخواهی نکردند.

در یک جلسه‌ی خصوصی به آقای احمدی نژاد گفتم از شما گله داریم که این حرف‌ها را می‌زنید. ایشان گفت: "حرف آقای مشایی درست بود، ما فقط به احترام رهبری حرفی نزدیم چون امام قائل است به این حرفی که ما می‌گوییم."

خرابی‌هایی که در آقای احمدی نژاد مشاهده می‌شود از آقای مشایی است ـ که در کاسه‌ی ایشان گذاشته می‌شود ـ وگرنه خود رییس جمهور، انسان سالمی است. خطری که باعث شد مقام معظم رهبری در مورد خودشان بگویند: "این حقیر با حقارت خودش" چرا ای وضع را بوجود میارید؟ ؛ آقای احمدی نژاد از شما انتظار نمی‌رفت در اعتراض به حکم رهبری، خانه نشینی کنید!

مورد سوم؛ چند ماه قبل از انتخابات سال 88، ایشان سازمان حج و زیارت را به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ملحق می‌نمایند. آقای ری‌شهری می‌گویند: «بنده استعفا می‌دهم.» در نهایت رهبری برای چندمین بار وارد میدان شده و این موضوع نیز ختم به خیر می‌گردد.

مجدد در افتتاحیه‌ی همایش «فرصت‌های سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری ایران» و قبل از مراسم قرائت قرآن، چند خانم با لباس محلی دف زنان قرآن را حمل و تحویل قاری نمودند. آیات عظام مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی در این باره، موضع گیری می‌نمایند و به جای این‌که آقای مشایی استعفا دهند به احترام ایشان، معاون وی استعفا می‌دهد.

ایشان در موارد گوناگون از «هوشنگ امیراحمدی» دعوت می‌کند. جای سؤال است که چرا با دشمن‌ترین دشمنان، دوست هستید؟ هوشنگ امیراحمدی یا آقای «نوری زاده» آشکارا اعلام می‌دارد، 30 سال است که ما می‌خواهیم بگوییم ملی‌گرایی، ملی‌گرایی؛ ولی نمی‌گذارند و همواره اسلام، اسلام، اسلام سر می‌دهند. یک نفر که توانسته به جو، غالب شود، مشایی است که ملی‌گرایی را ترویج می‌دهد. زمانی که روزنامه‌ی کیهان ارتباط وی با امیر احمدی را لو می‌دهد، ایشان می‌گوید من شکایت می‌کنم و اگر کیهان را محکوم نکردم، من مسلمان نیستم. روزنامه‌ی کیهان هم تبرئه شد. ایشان هم (انشاءالله) مسلمان است!

به نظر آیت‌الله مصباح، افکاری که توسط این شخص(مشایی) ترویج می‌شود، افکار فراماسونری است. سؤال، آیا آیت‌الله مصباح اطلاعاتی است؟ از کجا فهمیده که ایشان در تشکیلات فراماسونری هستند و کارت فراماسونری دارد؟

جواب این که؛ فراماسونری ابعاد گوناگونی دارد. یک بعد آن سیاسی است که شما داخل آن حزب می‌شوید و کارت عضویت می‌گیرید، اما بعد عظیم و بزرگ‌تر آن، فکری است. باید دید فکری که فراماسونرها پخش می‌کنند، چیست؟ شاخصه‌های فراماسونری عبارت است: «اومانیسم، سکولاریسم، پلورالیزم، ملی‌گرایی، باستان‌گرایی»، آن‌ها قانون اساسی هم نوشته‌اند و سه شعار اصلی دارند:"برادری، برابری و آزادی"

لازم نیست شخص خود حتماً بداند؛ گاه ندانسته در آن دام گرفتار می‌شود. لازم نیست کسی بداند که آقای مشایی ثبت نام کرده است یا نه. تمام صحبت‌های آقای مشایی پر از این تعابیر است.

 فراماسونری از دو کلمه‌ی «فری» + «ماسونری» (Free + masonry) تشکیل شده است. «فری» (Free) به معنای آزاد است و «ماسونر» (Masonry) به معنای بنّا است. بناهای آزاد!چه ربطی داره!بعضی‌ها سابقه‌اش را به حضرت آدم می‌رسانند! یکی از محققین برجسته‌ی کشور که بحث فراماسونری را به ما ارایه می‌داد، تعبیرات جالبی داشت و می‌گفت این‌ها برای این‌که بگویند ما جهانی هستیم، می‌گویند اصلاً تمامی انبیا فراماسونر بودند و حتی حضرت آدم؛ البته این‌ها اسطوره سازی است.

گروهی از بنّاها در قرون وسطا بودند که کارهای هنری ساختمان‌ها را آن‌ها انجام می‌دادند. عده‌ای خاص که مهارت خود را به هرکسی، یاد نمی‌دادند و بین خودشان به صورت مرموز نگاه می‌داشتند لذا در فراماسونری یکی از آموزه‌ها، سرّی بودن کارهاست. زمان مشروطه در ایران وقتی شعبه‌ای زده می‌شد، نام آن لژ را فراموش‌خانه می‌گذاشتند، معنای آن این است که وقتی داخل آن شدید تمامی آموزه‌های دیگر را فراموش کنید. لذا خیلی از فرقه‌های انحرافی، داخل این دام قرار دارند، مثل این که فراماسونری یک دریا است؛ این تشکیلات اصول کلی نیز دارد؛ «برادری، برابری و آزادی» به ظاهر، هیچ کجای این سه اصل کلی بد نیست. برادری بد است یا برابری و یا آزادی بد است؟

آزادی به چه معنا است؟ برابری دارید یعنی چه؟ فراماسونرها با همه برادرند الا با کسانی که به جدّ از اسلام دفاع می‌کنند. فراماسونرها به خود حق می‌دهند که شیخ فضل‌الله را در زمان مشروطه بر دار ببرند. می‌دانید که حکم قتل شیخ فضل الله را یک آخوند، به نام «شیخ ابراهیم زنجانی»، صادر کرد که فراماسونر بود. شاید سؤال شود که فراماسونری به لحاظ نظری از چه زمان آغاز شد؟

آغاز به کار این گروه، به سال 1717 یا 1712 میلادی برمی‌گردد. پشتیبان این جریان یهودی‌های سرمایه‌دار و بسیار قوی هستند و افکارشان را جهانی می‌کنند. بیش‌ترین همت آن‌ها، نخبه گرایی است. پهلوی اول که آمد، 50 تا از اعضای کلیدی کابینه‌ی دولت، فراماسونر بودند. از جمله «محمدعلی فروغی»، نویسنده‌ی کتاب «سیر حکمت در اروپا» که فراماسونر است. «میرزا ملکم» و «تقی زاده»، همه فراماسونر بودند. «سیدجمال‏الدین اسدآبادی» وارد فراماسونری می‌شود  و با افتخار به فراموش خانه می‌رود و عکس می‌گیرد، لباس آن‌ها را می‌پوشد. (عالمی به این بزرگی و همت، بصیرت که نداشته باشد گول این شعارها را می‌خورد که عمق و ته این مسأله، خیلی خطرناک است.(

این موارد، همیشه دانسته نیست، گاه ندانسته شعاری را مطرح می‌کنیم که شعار آن‌هاست.

نخبه گرایی، یکی از اساسی‌ترین کارهای این گروه است. بیش‌تر رییس جمهورهای آمریکا، فراماسونر بودند. «اوباما»، فراماسونر است. بسیاری از دانشمندان نیز، فراماسونر هستند. «داروین» خود می‌گوید که من فراماسونر هستم. قرار بود چه کار هایی بکنند؟ قرار بود دنیا را بگیرند. وگرنه لابد «کریستوف کلمب» حتماً قصد خدمت داشت و رفتند آمریکا را گرفتند و به اقوام آن‌جا هم خدمت کرده‌اند، منتهی خدمت کردن، گاهی کشتن آدم‌‌هاست؟! رفتند آمریکا را گرفتند و فقط آدم کشتند؟! از فوتبالیست‌ها «دیوید بکام» سال گذشته اعلام کرد، من فراماسونر هستم.

نخبه‌گرایی در میان اندیشمندان داخلی ما نیز یکی، دو تا، ده تا و صدتا نیست؛ در زمان مشروطه، متأسفانه اولین گروهی که به خارج سفر می‌کند به ویژه از طریق سیاست سفیر ایران، به انگلستان می‌روند و اول بسم الله فراماسونر می‌شوند و پس از بازگشت به ایران، شاه و اطرافیان خود را فرماسونر می‌کنند.

در مقابل مشروطه چه کسی ایستاده بود؟ کدام شاه بود؟ یکی از کسانی که مقابل فراماسونری به طور جدی ایستاد «محمدعلی شاه» بود؛ آن‌ها به قدری زیبا و هوشمندانه برخورد کردندکه محمدعلی شاه شخصی مخالف آزادی و مستبد مشهور شد؛ هم‌چنین شیخ فضل الله را نیز طرف‌دار استبداد معرفی کردند. شیخ فضل الله فهمیده بود که مشکل کجاست. (بسیار ناراحت کننده است که مرحوم آخوند خراسانی با آن عظمت، به این موضوع توجه نکرده و از شیخ فضل الله انتقاد می‌کند.( شیخ فضل الله، سرش به دار آویخته می‌شود و ماجرا به جایی می‌رسد که خانواده‌ی آخوند خراسانی ، دست‌یار و خبرچین رضا شاه پهلوی می‌شود. زمانی که رضاخان داعیه‌ی شاهی دارد مرحوم آقای «بروجردی» و یک عالم دیگر می‌خواهند بیایند به ایران و کاری بکنند که رضاشاه نیاید، چون ایشان را هم فراماسونری‌ها آوردند. یکی از پسران مرحوم آخوند خراسانی به رضا شاه پهلوی نامه می‌دهد که جلوی این دو نفر را بگیرید. در انتها، مرحوم آخوند خراسانی متوجه می‌شود و «تقی زاده» را تکفیر می‌کند و پس از این‌که کار از کار گذشت، تصمیم می‌گیرد به ایران بیاید. ببیند ایران چه خبر است. این‌ها چه حرف‌هایی است که زده می‌شود! وقتی شیخ فضل الله می آید حرفهایش را میزند سر دار میرود این ها بیدار نمیشوند،میآید ایران در راه می‌میرند و هنوز نیز مرگ او در تاریخ مشکوک است.

باید ببینیم فراماسونرها چه حرف‌هایی را مطرح می‌کنند تا بفهمیم در داخل چه خبر است. در این‌جا برخی از حرف‌های آن‌ها را طرح می‌کنیم. یکی از این حرف‌ها، اومانیسم است. اومانیسم به معنای انسان خدایی است، همه چیز انسان است. مطالبی از کتاب «مبانی فراماسونری» تألیف یحیی هارون ،(صفحه‌ی 70) نقل می‌کنم: " تنها خدایی که فراماسونری قبول دارد، انسان است؛ بنابراین انسان تنها خدای موجود است. در واقع فراماسونری یک نوع مذهب است بلکه یک دین اومانیست است، ما همیشه اذعان می‌کنیم که بالاترین کمال مطلوب فراماسونری در عقاید اومانیزم قرار دارد."

شعار اصلی ماسونری طبق (صفحه‌ی 84) همان کتاب، این مطلب است: «امروز در اکثر مناطق غرب، ماسونری پیروز گردیده است. علی‌رغم انتقادهای عده‌ای بی‌انصاف و دور از منطق، ادعایش بر اجتماع حاکم گشته و بدین وسیله موجب گسترش مفاهیم آزادی، برابری و برادری در میان مردم شده است.» برابری و برادری که آن‌ها می‌گویند. شعار انقلاب فرانسه این سه کلمه بود، اعلامیه‌ی استقلال آمریکا بر اساس این شعارها نوشته شده است.

مواظب باشید در شعارها و گزینش شعارها، نگوییم حالا از دموکراسی بگوییم چه اشکالی دارد؟ اشکال دارد. مگر واژه‏های خود ما بد است؟ یکی از کارهای دشمن این است که واژه‏های ما را عوض کند؛ شهروند، شهروندان. چرا نمی‌گوییم امت اسلامی؟ واژه‌هایی که قرآن به ما یاد داده کنار گذاشته‌ایم، واژه سازی‌هایی که دین برای ما آورده، کنار نهاده‌ایم.

شعار دیگرشان میهن پرستی و ایرانی‌گری است. مجدد در کتاب مبانی فراماسونری (صفحه‌های 588-590) می‌خوانیم: « فرمانده‌ی شورای عالی ایران ضمن نگاهی فلسفی و اعتقادی از سلطنت از ناسیونالیسم که وی آن را میهن‌پرستی یا پاتریوتیسم می‌نامد به نوعی به وحدت فرهنگی یا حکومت جهانی می‌رسد. وی با ارایه‌ی تعریفی از میهن، نظراتی که میهمن را به خاک، نژاد و زبان محدود می‌کند، رد می‌نماید.» . حال این مطلب را با تعابیر زیر مقایسه کنیمهرجا عشق است ایران است، هرجا پاکی است، ایران همان جاست. اخلاق ایرانی با اخلاق یونانی تفاوت ندارداین جمله‌ ازکیست؟ مشایی.

در کتاب «مبانی فراماسونری»، مؤلف «موسی فقیه حقانی»، ص 206 در مورد اصول فراماسونری آمده است: «احیای باستان‌گرایی و تاریخ پیش از اسلام

منشور کوروش!آقای مشایی شما به چه حقی این کار را انجام دادید؟ پس از فتنه‌ی 88 که سفیر انگلستان بیش‌ترین خیانت را به کشور در این فتنه روا داشته بود رفتند و از او منشور کوروش را گدایی کردند. با عزت و احترام گردن کج کردند و سفیر هم موافقت فرمودند که این منشور را از موزه‌ی انگلستان بردارند بیاورند چند ماهی (پنج، شش ماه) با افتخار این‌جا باشد. می‌گویند که این منشور باید بین المللی شود.

آیا نباید درباره‌ی حقوق و سیاست بین الملل، نامه‌ی 52 حضرت امیر(علیه‌السلام) به مالک اشتر، بین المللی شود؟ کوروش کیست که باید بین المللی گردد؟ کوروش کجا، امام علی(علیه‌السلام) کجا. کار را تا آن‌جا پیش بردند که مجسمه‌ی کوروش را در کاسه‌ی احمدی نژاد گذاشتند و احمدی نژاد چفیه‌ی بسیجی را گردن آن مجسمه انداخت.

چرا نوروزگرایی؟ چرا اکنون؟ به چه دلیل زمانی که کشورهای منطقه در این شرایط هستند و مقام معظم رهبری فرمودند معلوم نیست ما عید داشته باشیم، جشن نوروزگرایی گرفتید؟ بالاتر از آن، از قاتل مسلمین یعنی «ملک عبدالله» دعوت کردید. چه کسی چنین اجازه‌ای به شما داده است؟ شما اصلاً جنبش‌ها و خیزش‌های منطقه را اسلامی می‌دانید؟ آیا شما همان تحلیل مقام معظم رهبری را دارید؟

انحراف بسیار جدی است، باید هوشیار و بیدار بود. وقتی اعتراض می‌شود می‌گویند مراد از مکتب ایرانی، مکتب اسلام است. چرا اول نگفتید مکتب اسلام؟ دوران اصلاحات یادمان است که آقای خاتمی می‌گفت اگر دین در مقابل آزادی بایستد، محکوم به شکست است. بعد که اعتراض می‌شد، می‌گفت منظور بنده از آزادی، آزادی دینی است. جای سؤال است که چرا اول همین حرف را نمی‌زنید و دوم؛ این دروغ است، آزادی دینی که مقابل دین نمی‌ایستد یا زمانی که دکتر سروش حرف‌های خود را در قبض و بسط می‌زد و علما اعتراض می‌کردند، می‌گفت علما حرف مرا نفهمیده‌اند. چرا اول نمی‌گویید؟ اگر مراد از مکتب ایرانی مکتب اسلام است بگو مکتب اسلام، چرا نمی‌گویی؟نه این نیست.می گویند به قرائت ایران از اسلام! حضرت امیر(علیه‌السلام) می فرمایند: «کسی که دروغ می‌گوید، توجیه دروغش هم یک دروغ است

می‌گویند قرائت ما قرائت ایرانی از اسلام و قرائتی دیگر است، این که ضربه‌ای بدتر است. ما باید بگوییم اسلامی که ایران معرفی می‌کند، چه عواقبی دارد؟ وهابی‌ها هم‌اکنون چه می‌گویند؟ مگر نمی‌گویند ما مشرک هستیم.از سوی دیگر اگر ما بگوییم اسلامی که ما معرفی می‌کنیم، صحیح است، آن‌ها نیز بگویند اسلامی که ما معرفی می‌کنیم، درست است. امارات نیز یک اسلام دیگر معرفی کند؛ بحرین و مصر هم یک اسلام دیگر معرفی ‌کنند، کل کشورهای اسلامی تکه تکه می‌شوند، دشمن همین را می‌خواهد. امام خمینی(ره) هیچ وقت چنین حرفی نمی‌زد.آیا دشمن، کانال ماهواره‌ای و تبلیغاتی کم دارد؟ چرا این خیزش‌های اسلامی، اتفاق افتاد؟ اسلام این‌گونه می‌توانست کار کند. ما بگوییم اسلام ما، آن‌ها هم می‌گویند اسلام ما؛ این بحث پیش می‌آید که چرا اسلام تو؟ تازه اگر می‌گویی اسلام ما پس چرا می‌گویی مکتب  ایرانی؟

فراماسونرها در مورد خدا، در مورد اصالت ماده و ... چه می‌گویند؟ آن‌ها ملائکه، وحی و نبوت را قبول ندارند. البته یواش یواش پیش می‌آیند. دکتر سروش اول می‌گفت فهم ما از قرآن ارزش ندارد، قرآن ارزش دارد. فهم من و تو چه ارزشی دارد؟ تا سال 76 که گفت خود قرآن هم ارزش ندارد. وی اول می‌گفت علما از چه ترسیده‌اند؟ من گفتم فهم علما ارزش ندارد. من با دین چه کار دارم، دین باید باشد، پیامبر را که باید داشت، همه معصوم‌اند، بعد جلوتر آمد. الان هم آقای مشایی یواش یواش پیش می‌رود. به خدا قسم، جریان این هفته (خانه نشینی احمدی نژاد) خیلی به نفع نظام تمام شد. جریان آقای مشایی دست خودشان را خیلی زود رو کردند وگرنه تا آخرش هم فضا باز نمی‌شد و نمی‌توانستیم این حرف‌ها را بزنیم.

این تحلیل بنده است که مقام معظم رهبری منتظر فرصتی بود که گلوی ماری را که دارد از دل این شیشه بیرون می‌زند، بگیرد. معظم له فرمودند: «جلوی انحراف را خواهم گرفت»

یکی از ویژگی‌های فراماسونرها استفاده از مفاهیم لغزنده برای آن جامعه است تا بتوانند برای خودشان همیشه راه فرار داشته باشند. هرج و مرج در تعابیر دینی برای این‌که حساسیت در مخاطب ایجاد نشود. پس فراماسونری بعد فکری دارد، مطالبی که بیان شد، گوشه‌ای از مبانی فکری و اصول فراماسونری بود.

الان به احترام آقای مشایی برویم سراغ فرمایشات ایشون!

پرولاریزم از فرمایشات جناب آقای مشایی هس : میگویندصف بندی مومن و کافر وجود دارد.این صف بندی وقتی اصالت دارد که فرصت ها را برای انتخاب انسان ها فراهم بیاوریم.و انسان ها به معنای واقعی آزادی انتخاب خود را انجام دهند.اینکه مسلمان ها بگویند کار ما درست است و بقیه اشتباه می گویند...

ولی مدعای ما این نیست ،کار ما درست است یعنی پرولاریزم در حقانیت،همه حق اند،در کابینه دوست آقای مشایی -که گفته مشایی یعنی این و این یعنی مشایی- در کابینه صحبت میکند میگوید :مگر طرفداران پیروان دیگرآدم های بدی اند؟مگه فقط مسلمان ها خوبند! هرچه خرابی دارد این آدم همه رو مشایی تو کاسش گذاشته.

اینکه آقای مصباح میگه تو هوا حرف نمیزنه،منتها بدی آقای مصباح اینه که زود میفهمه!

آقای مصباح که این صحبت رو کرد،همین دوست آقای مشایی گفت :آقای مصباح خیال میکنه ایشون باعث شد ما  قدرت بگیریم! که یکی از دوستان نماینده پیشش بود به او گفت:آقای مصباح اولاً هیچ وقت چنین ادعایی نداره  ثانیا خودمانیم آقای مصباح و شاگردهای آقای مصباح بودند که زمین و زمان رو در دفاع از شما پر کردند که شما به قدرت رسیدید.نکته دومی گفت که خیلی بده گفت :این آقای مصباحی که نمی داند فراماسونری را با سین می نویسند یا با صاد...این کسی است که مقام معظم رهبری می گویدشخصیت ایشون برای اسلام عمرش علمش...همه را این آقای مشایی تو کاسش گذاشت.تیم آقای مشایی خیلی خطرناکه.خیلی باید حواسمون جمع باشه.این چند روز تمرد این آقا،گوش ندادن به فرمان مقام معظم رهبری،آقا بهش گفت چی من میرم تو خونه میشینم!آمریکا واسرائیل خوشحال میشن با این خونه نشینی شمایا مومنین؟!همه رو تحت تاثیر گذاشت.من یه جزوه آوردم میخونم براتون.مسئله از ریشه خرابه .به اینا برنمیگرده.هیچ اشکالی هم نمیبینند که حرف آقا رو گوش ندند.میگن راه درست همینه که نباید حرف آقا رو گوش داد.انحراف بزرگتر به اسم ولایت به اسم دین. حداقل اصلاح طلبان به اسم دین این مزخرفاتشان را نمی گفتند.

: میگوین دصف بندی مومن و کافر وجود دارد.این صف بندی وقتی اصالت دارد که فرصت ها را برای انتخاب انسان ها فراهم بیاوریم.و انسان ها به معنای واقعی آزادی انتخاب خود را انجام دهند.اینکه مسلمان ها بگویند کار ما درست است و بقیه اشتباه می گویندیعنی 5/5 میلیارد انسان را از دایره انسانیت خارج کنند.این که کسی بگوید ما میخواهیم یک دین را جهانی کنیم..

امام زمان_عج_میخواهد بیایدچکار کند؟ کل جهان را مسلمان کند یک دین را جهانی کند.اگر ما بستر ساز ظهور امام زمان(س)هستیم باید همین کار را انجام دهیم.

ایشون میگهاون دوره گذشت کسی بگوید یک دین باید بر کل جهان حاکم شود.فقط انسانیت باید بر کل دنیا حاکم شود نه دین. اومانیسم! این ها جملات مشایی هستا!!

:من گفته ام زمان آنکه دینی در دنیا جهانی شود گذشته است.اما نکته دیگری هست که من باید عرض بکنم ،این نگاه جهانی ،نگاه توسعه  سرزمینی و نگاه توسعه دینی وآیین و مذهب خاصی در دنیا نیست.من قبلا گفتم و یک جوی هم شد ولی الان با جسارت بیشتری میگویم دوره ای که کسی بخواهد دینی را بر دنیا حاکم کند و نگاه خاص مذهبی را بردنیا حاکم کند گذشته است!

پس شما میخواسید مدیریت دنیا داشته باشیدچی میخاسید بیاریدآقای مشایی؟مدیریت دنیا،مدیریت دنیا مکتب دیگه داشتید؟مکتب ایرانی؟ هرجا عشق است ایران است!

 به  قول امام رضوان الله علیه ملی گرا ها ،نه ملی اند نه اسلامی.کدام یک از ملی گراها که  هی ایران ایران می گفتند، از شما سوال میکنم ، زمان جنگ  چند تا شهید دادند؟ نهضت آزادی چندتا شهید داد؟به قول آقای ولایتی در یک جلسه میگفت،میگفت این ها به امام میتوپند چرا زمانی که خرمشهر فتح شد شما صلح نکردید؟ آخه  تو چرا این حرف رو میزنی ! توکه رابط صدام بودی خبرهای صدام رو توتهیه میکردی!

سوالی مطرح کن بریم تو بهشت زهرا ببینیم اینا یه قطعه دارن؟ ما قطعه منافقین داریم. قطعه فلان داریم .یه قطعه هم کشته شده های نهضت آزادی باشه ملی گراها .هر زمانی شعار ملی گرایی سر دادیم تو جنگ هایی که ایران با کشورهای دیگه از دست داده ایم.اما این دفعه نه بچه ها تو جبهه مابحث خاک نبود. آقا کی میریم خدمت امام حسین؟ کربلا راباید گرفت. کربلا را باید بگیریم پس باید بریم داخل عراق. خط ها را باید آزاد کرد. دین را داشته باش تمام سرزمینت حفظ خواهد شد. با ملی گرایی میتونید کارتون رو پیش ببرید؟ شما قرار بود مدیریت جهانی داشته باشید پس  این جملات چیه؟مکتب اسلام نباید حاکم شود؟

ظاهرشون نگا نکن هیچ وقت تسبیح از دستش...یادتون باشدها گفتیم عمامه به سروتسبیح به دست و...میگه نمازشبش ترک نمیشه پس چیکارش کنیم نماز شبشو ؟ نمازشبش ترک بشه ترک نشه ، مگه اونایی که ائمه رو کشتند نماز شبشون ترک میشد؟

گوش بدید: امروز همچنان که وزیر محترم امور خارجه  تأکید کردند منطق انسانس الهی عشق آفرین دامنه ساز و افق پرداز در دنیا خریدار دارد این دوره ای نیست که هرکسی بخواهد یک دینی را در دنیا فراگیر کند .

 پس اون الهی هم که گفته میشه ...  جمله قبل رو می خونم با جمله بعد چی بدست میارید؟ شما درستش کنید :

 امروز همچنان که وزیر محترم امور خارجه  تأًکید کردند منطق انسانس الهی عشق آفرین دامنه ساز و افق پرداز در دنیا خریدار دارد این دوره ای نیست که هرکسی بخواهد یک دینی را در دنیا فراگیر کند.

چطور شد الهی گفتی! یک دینی ! یک خطر دیگه اینجا هست .من تو بحثای روشن فکری وارد نشدم تاریخ غرب رو براتون بگم. بیدار باشید یکی از انواع دین گرایی که در قرن 18 اومد " دِایسم " است. دِایسم یعنی دین طبیعی،یعنی باور به خدا،بدون باور به هیچ یک از انبیا.یادتون باشه یکی از شعارهای اومانیستا دِایسم هست.

اینکه مثلا حضرت موسی چی گفت لازم نیست بهش متدین باشی. حضرت عیسی چی گفت؟ نه. پیغمبر اسلام چی گفت نه .خدا رو من قبول دارم یه سری اصول اخلاقی هم رعایت میکنیم این را میگویند دِایسم! منطق الهی از یه طرف میگه از یه طرف دیگه هم لازم نیست هیچ دینی فراگیر شود. حواستون جمع باشه این جملات یعنی چی! شاید هم ایشون غفلت داره! شاید هم نمی فهمه!

 راس راسی آقای مشایی تو این همه میگی اسلام اینه! اسلام اینه! چندبار کلاس اسلام شناسی رفتی؟ آخه بابا یه منطقی یه انصافی! بابا من 100تا 200تا 500تا کتاب مطالعه کردم در باب اسلام .. من از شما سوال می کنم حضرت عباسی اگه من 200 ،300 تا 500تا کتاب در باب پزشکی مطالعه کنم ،من میشم فوق تخصص جراحی؟ چون مطالعه کردم. 500تا کتاب در باب فیزیک مطالعه کنم میشم فیزیکدان؟ تو اصلاً درست فهمیدی اصطلاحات فیزیک رو با این مطالعه خودت ؟500تا کتاب در باب شیمی مطالعه میکنم اصلا درست فهمیدم؟بابا اون دفعه گفتم  فیزیک، شیمی، پزشکی یه چیزای تخصصی هست، اسلام اسباب بازیه!  قرآن و اینا هرکس مطالعه کنه اسلام شناسه ! تو کجا خوندی آقای مشایی؟به چه حقی؟با کدوم انصاف علمی به خودت جرأت میدی در باب  اسلام میگی اسلام اینه ؟نمی دونم شاید اینا خوندن.ما نمی دونیم شاید اینا یه جایی خوندن ما نمی دونیم !

:این دوره ای نیست که هر کسی بخواهد در دنیا یک دینی  را فراگیر بکن.د اصلا مکانیزمش کو؟ما که در خواب زندگی نمی کنیم. این را به همه  پیروان همه ادیان می گویم نه فقط  به اسلام و مسیحیت و به یهود. به عالی جناب پاپ هم گفتم.گفتم که این راه ،راه درستی نیست که ما امروز بخواهیم پیروان اسلام را زیاد کنیم . یا پیروان مسیحیت را زیاد بکنیم گمان می کنیم که در این رقابت ما چیزی را از خدا می گیریم.

 بدانید افکار این آقا چیه!  کی خدا به ما جایزه می دهد؟ تو چه میدونی خدا کجا قبول داره کجا قبول نداره ! مگه اسلام شناسی؟ چرا به فقها مراجعه نمیکنی؟ چرا به علما مراجعه نمی کنی؟ براتون خواهم خواند تصریح میکنند دوره مراجعه به علما و فقها گذشته است دوره مراجعه به ولی فقیه گذشته است! تعجب نکنید حکم آقا را می گذارند کنار. ریشه اینه .بذارید من حرفای مشایی رو بخونم.

:مگر بین مسیح و پیامبر ما رقابتی  وجود دارد که بین دستگاههای دینی اسلام و پیروان مسیحیت رقابتی برای توسعه سرزمینی باشد . این خطاست ،آینده روشن است.

مرد حسابی بین پیغمبر اسلام و پیغمبر مسیحیت رقابت نیست.اما بین ما و مسیحیت منحرف چرا رقابت نیست؟ قرارهس خدا  دین خودش را چیکار کنه ؟غلبه بدهد اسلام را علی الدین کله و لو کره الکافرون  ولو کره المشرکون.

 دقت کنید ؛حالا واژه های اومانیستی را نگاه کنید .

:جهان در حال هم افزایی  و همایش انسان هاست.این اجتناب ناپذیر است .هیچ کس قادر نیست مانعش بشود .این سرنوشت مردم بشر است. (مردم بشر؟! ) بعد از اینکه انسان ها گرد هم آمدند، تازه خدا هم معنا پیدا می کند.ظرفیت انسانی باید شکل بگیرد، تا ما سخن از خدا بگوییم .انسانی که شناخته نشده است کی خدا قابل شناسایی است؟عظمت خدا وقتی قابل شناسایی است که عظمت انسان شناخته شود.

 بعد تا اینجا حرفایی داره .من دیگه وقت شما رو نگیرم. اومانیسم رو به شدت دفاع میکنه. من بعضی بخش های دیگه رو براتون میخونم . در مورد دوستی با مردم آمریکا و مردم اسرائیل.

: ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است.هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست.

نمی دونم واقعا؟حتی ملت اسرائیل دشمن ما نیست؟یهودی های ایران رو جمع کردند بردند اونجا، غاصب نیستند؟مسلمونای بدبخت رو از خونه هاشون بیرون کردندخونه هاشون رو دارن با بولدوزر خراب می کنن، شهرک سازی می کنند که یهودی های کشورهای دیگه روببرن تو خونه هاشون ،غصب نیست؟ اینا دشمن نیستند؟

آقا تو نماز جمعه که مجبور میشه دخالت کنه آقا فرمود: "اسرائیل  دولت و ملتش دشمن مسلمان ها هستند".خوب چه مرضی دارن که برن؟

:هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست.این افتخار است.البته ما دشمن داریم.ما مردم آمریکا را از برترین ملت های دنیا می دانیم!

 برترین ملت دنیا مسلمان ها هستند یا گبرها؟ یا دشمنان سید الشهدا یا دشمنان اسلام یا همون مردمی که تو گند و کثافت غوطه ورند اینا برترین مردم دنیایند؟ این سخن با سخن آقای خاتمی چه فرقی داره؟:"ای کاش من 6ماه توی آمریکا می ماندم.آمریکا جای بسیار خوبی است."

یه جمله براتون بگم: مشایی  و تیره و تبارش و گروهش و فکرش با اصلاح طلبان یکی اند. گول نخورید!

دوسه نمونه من براتون میگم .تا حالا از دهان مبارک آقای مشایی شنیدید که فتنه گران رو محکوم کنه؟چرا؟ اونقدر کار خراب شد ،اونقدر خراب شد،اونقدر گندش در اومد که این صادق زیبا کلام سبز سبز،که میگه من رضاخان رو قبول دارم، میگه :"بهترین فرد از اصول گراها(اگه ایشون اصول گراست) میگه آقای مشایی هست!"

چرا؟ چون تا حالا یک بار توهین نکرده بی ادبی نکرده! این توهین کردن ها عین ادب است و هرکس توهین نمی کند بی ادب است.قرآن کریم چقدر توهین کرده؟اولئک کالانعام بل هم ... از گاو و خر هم پست ترند.بی ادب است قرآن؟ جایی که تو باید توهین بکنی و نمیکنی این ادب نیست.جلوتربیام.

دو نمونه دیگه براتون بگم.آقای مشایی چند تا روزنامه داره باز میکنه .یه روزنامش اومد بیرون .روزنامه 7صبح.می دونید سر دبیرش کیه؟ معاون سردبیر روزنامه اعتماد! روزنامه اعتماد! می دونید کدوم روزنامس؟ شدیدترین روزنامه چپ و سبز! دستای اینا تو همه.آقای مشایی با نفوذ،غلبه،قدرت ،پول، مقام تونسته جامعه وعاظ تهران رو دو شق کنه.آقای شجونی اینا به عنوان منتقد مشایی و یه عده بچه هایی که من میشناسمشون،سوادشون رو،فضلشون رو،آدمای ساده،طلبه های ساده،عمامه سرهای بعضی هاشون بی سواد محض ،شدن طرفدار مشایی! اسمشون هم گذاشتن جامعه وعاظ ولایی! البته ولایت مشایی!

 رهبرشون آقای امیری فر هست .آقای امیری فر رو ، در جا آقای مشایی برده تو نهاد.شغل بهش داده.پول بهش میده،پست بهش داده.چه پستایی! امام جماعت اونجا شده! بلدن چیکار بکنن. اون به جد چه حرفایی می زنه! نمی دونم مصاحبشو خوندید یا نه؟ خیلی جای درده! میگفت: " این حرفا چیه؟چه انتقادایی علیه مشایی میکنید؟.معنا ندارد کسی بگوید من احمدی نژاد را قبول دارم ولی مشایی را قبول ندارم.چنین قردی دروغ می گوید! "

ما دروغگو هستیم؟بعد ازش میپرسن آقای مصباح که این حرفو زدن شما نظرتون چیه؟ میگه " لازم  نیست که ما همه حرفای آقای مصباح رو گوش بدیم  مقام معظم رهبری گفته ایشون جای مطهری و علامه رو پرکرده، اما لازم نیست همه حرفاشو گوشبدیم! اون حرفای اعتقادیشه! " بعدمیگه " ما با مشایی اینا برنامه ریزی کردیم در این انتخابات مجلس اصولگرایان رو شکست بدهیم! " حواستون جمعه!دستاشون با اصلاحطلبان یکی یکیه. پدر خانم این آقا فوت کرد،پریشب برای من پیام اومد ،در مجلس ترحیم پدر خانمش، به نظر شما کی شرکت کرده؟ بهزاد نبوی! فیض الله عرب سرخی! از سران فتنه!

حواستون جمعه! قرارهست  ولی فقیه نفی شود ، یکی از این راه ،یکی از اون راه.پس در نتیجه اینا همه با همند.

: اگر امروز به افرادی مانند رازی و ابوعلی سینا افتخار می کنیم ،بطوری که قد آن ها از اعماق تاریخ بیرون است،برای بلندی قد آنها نیست .بلکه کوتاهی قد نسل های بعدی آن را نمایان کرده است.شاید ابوعلی سینا در عصر خود قامتی برجسته داشته اما قرار نیست افتخار هزار سال بعد آدمیان نیز باشد و این نشانه فقر انسان ها در دهه های بعدی است.چرا که نشان می دهد فرصت شکوفایی در دوره های متعدد پدید نیامده است.اگر قرار باشد طی چند هزار سال فقط چند ابو علی سینا بوجود آید افتخارآمیز نیست.حضرت نوح با 950 سال عمر نتوانست مدیریت جامعه کند.چرا که عدالت را ایجاد نکرده است!

در رابطه با حضرت عیسی هم داره.بعد براتون میخونم، مرشد اعظم این ها میگه انبیاء موفق نبوده اند.حرف از ریشه  هاست. ریشه ها رو بشناسید.من بقیه رو براتون نمی خونم، فقط این جمله مقام معظم رهبری رو می خونم وقتی که آقای مشایی شد معاون اول :" انتصاب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور برخلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقه مندان به شماست.لازم است انتصاب مزبور ملغی و کدن لم یکن اعلام گردد."

این ها رو من 5-6 ماه قبل دیده  مطالعه کرده بودم.دوستان هم می گفتند حاج آقا هی وعده دادی چرا انجام نمیدی؟ میدونید سّرش چی بود؟ سرّش این بود که من یه سی دی از ایشون دیدم و ترسیدم! چه ترسی؟ بابا نه ترس از جان!دیدم ایشون اونقدر زیبا حرفاشو مطرح میکنه که اگه شما سی دی  رو گوش بدید حتماً مریدش می شید.جمعی از علما اومده بودن پیشش همه منتقد. ایشون شروع میکنه صحبت کردن هنوز نیم ساعت سه ربع نمی گذره که دیگه مخاطب جوش میاره یکی از رو حانیون متعصبانه پا میشه میگه : آقای مشایی پس تو چقدر مظلومی؟!! ایشون میگه تو همون سخنرانی :" به من میگن تو ولایت فقیه رو قبول نداری.کی گفته من تابع ولایت نیستم؟"

 خوب گوش بدید مثالی میزنه که چاره ای نیست و آدم حرفشو میپذیره! اما خدای متعال طوری کرده که کذبش دروغش واضح شود.بحمدلله این ایامی است که دروغش واضح شد. چی گفته ایشون؟

 ایشون تو اون جمع طلابه ها جمع آخوندا میگه : خوب شما آخوندا منبر میرید تبلیغ می کنید اگه برید بالا منبر بالاصندلی نشستی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین  شروع میکنی خطبه بخونی الصلاه والسلام هنوز همین دو سه دقیقه نگذشته  یکی میاد میگه بیا پایین،  بیا پایین، حاج آقا بیا پایین! خوب شما خوشحال میشید یا ناراحت؟ به شما بر نمی خوره؟چرا و میاید پایین.

میگه: بابا من هنوز نرفتم ننشستم توی معاون اولی رهبر بهم گفت بیا پایین! بیا پایینمن اومدم پایین .حالا از من جایی اعتراض که هیچی، گلایه ای شنیدید که من در یک سخنرانی عمومی،در یک مجلس خلوت ،خصوصی  اصلا یه گلایه از رهبری کردم؟حالا من طرفدار ولایتم یا کیهان؟

آقای مشایی طرفدار ولایتید؟! خدا کاری کرده که دروغت واضح شود. طرفدار ولایتید که ده روز حکم آقا رو زمین مونده؟!آقای مشایی طرفدار ولایتی که تشکیک میکنی تو دهن این آخونده آقای امیری فر می اندازی و البته خودت هم میگی من دخالت ندارم! دهنش می اندازی این حکم ارشادی بود یا مولوی؟ طرفدار ولایتی؟

خداروشکر عرض میکنم ؛ بخدا قسم بهترین فرصت برای انقلاب پیش اومده، اینا داشتن توسعه میدادن؛ اونقدر نفوذ داره، درجا عزل ونصب میکنه آقای مشایی!

من یه نمونه که تاحالا نگفتم، فقط برای عده ای خصوصی گفتم بگم براتون.نفوذآقای مشایی در بدنه دولت!هرکس رو قلع و قمع می کنن،هرکس رو بخوان! اشاره آقای مشایی کافی هست کسی نمی تونه نطق بکشه! از 16 آذر این حرف تو دل من بود.من 16 آذر رفتم دانشگاه تبریز.1200 نفر توی سالن بودند ،پر بود.عده ای هم ایستاده بودند.موضوع رو گفتم خودم مشخص میکنم و چون دوستان به ما لطف دارن و گوش میدن، گفتم من بیش از یک ساعت میخوام  صحبت کنم. بعد از من سخنران  آقای میرتاج الدینی بود ،معاون حقوقی رئیس جمهور،ایشون هم دعوت بود در باب هدفمند کردن یارانه هاصحبت کند.من رفتم بحث اسلامی کردن علوم رو مطرح کردم.آخرش گفتم که ما در رابطه با اسلامی کردن علوم با رئیس جمهور جلسه گرفتیم ،ایشون دستور داد منتهی کسی گوش میده و شورای عالی انقلاب فرهنگی ،ما انتظار داریم دولت تو این جهت کار بکنه ، ده دقیقه یک ربع شروع کردم دفاع از دولت.من افتخار می کنم به این دولت رأی دادم .الان هم افتخار میکنم ، اما نه اینکه این دولت جای نقد نداشته باشد.نقد بزرگش چیه؟ خطاب به جمع گفتم و همه گفتن مشایی! گفتم بله مشایی است و مقام معظم رهبری هم که قم تشریف آوردند فرمودند:"من از مکتب ایرانی خوشم نمیاد." دو دقیقه در باب مشایی گفتم.ده دقیقه بیست دقیقه دفاع از دولت کردم.تموم شد . اومدم پایین .آقای تاج الدینی بیست دقیقه، نیم ساعت پای صحبت من نشسته بود.هرچندباید سریع می رفتم تهران اونجا سخنرانی داشتم اما باید ادب رو رعایت میکردم، رفتم پیش اقای میر تاج الدینی ازش عذر خواهی کنم .آقا مصدّع شدیم.سلام کردم و ایشون جواب سوال من رو داد و بعد از تعارف من،یک دفعه برگشت به من گفت : "چرا شما شأن و حرمت من رو رعایت نمی کنی؟گفتم حاج آقا چی شده؟گفت :"یعنی من توی جلسه ای هستم و شما علیه آقای مشایی صحبت می کنی؟من مگه نباید برم تو هیئت دولت؟من تو جلسه ای باشم که به مشایی نقد شده و من ازش دفاع نکردم؟!!"

شما را به خدا قسم ،من اگه علیه پیغمبر خدا حرف می زدم ایشون این جوری حساس میشد؟ بعد برگشت به من گفت این حرفا چیه می زنی؟ ایشون اصلا مکتب ایرانی رو نگفته! شما خوندی؟ دیدم داره جدی میشه،گفتم بله که خوندم.من 250صفحه از حرفاشو خوندم. شما آزاد نیستی!بندی!من آزادم .انحراف است باید گفته شود. وضعی که اقای مشایی درست کرده اینه!

جلوتر بیام.براتون بگم تا ببینید اون جمله امام در باب ولایت فقیه ، حالا معنا پیدا میکنه.ما در دبیرخانه همایش های ولایت فقیه داریم. مازندران برگزارکرد.5شنبه هفته قبل استان لرستان بود.آقای اژه ای هم دعوت کردم برای بحث مدیریت مقام معظم رهبری.ایشون اومد بحث فوق العاده زیبایی هم مطرح کرد.یک بخشی در رابطه با وظایف رهبری در قانون اساسی و تنظیم روابط قوای سه گانه مطرح کرد که آیا اینکه قوا اختلاف دارند رهبری موفق بود یانه؟ گفت  بعضی بحث ها بیخود هست، بعضی بحث ها طبیعیه. گفت : یکی از جاهایی که بیخود بود عزل آقای مصلحی هست.2دقیقه در رابطه با عزل ایشون صحبت کرد ، بعد رفت سراغ عزل خودش. برخورد آقای مشایی و دولت با ایشون خیلی زشته!جای دفاع نداره اصلاً! اگه یادتون باشه ،2هفته مونده بود به پایان کابینه اول، ایشون عزل شد. می گفت: یکشنبه ای بود و من به عنوان وزیر اطلاعات و بعضی سران کشوری جلسه داشتیم.ادامه جلسه رفتیم تو اداره یکی از دوستان،همون جا ناهار خوردیم و بعدش میخواستیم جلسه رو شروع کنیم که دیدم در میزنن.معاون من اومد گفت : ببخشید آقای اژه ای شما رو عزل کردن  من رو گذاشتن به جای شما!! مکثی کردم .گفتم بهت چی بگم؟ اینا به جای اینکه به من خبر بدن بگن شما عزلی، لاقل استعفا بده، آبروریزی نشه... بهش گفتم اینا اگه حرفاتو گوش میدن بهشون بگو این نحوه برخورد نیست!

پیش خودم گفتم اینا که به من ابلاغ نکردن،من احترام میکنم مثل اونا برخورد نمی کنم ، بعدازظهر میرم کابینه.رفتم سوار ماشین شدم به راننده گفتم بریم کابینه.گفت راننده برگشت به من گفت: "گفتن آقای اژه ای رو کابینه نمیخواد بیاری!به من گفتن تو رو ببرم تو دفتر". رفتم دفتر ریاست جمهوری.اون موقع آقای شیخ الاسلام رئیس دفتر بود.گفتم این چه وضع برخورده؟دنبال چی هستن؟حداقل به من بگید استعفا بده ! تازه 2هفته دیگه خودش تمومه!آبرو ریزیه! گفت :شد دیگه ؛تصمیم گرفتن! گفتم من 1 خواسته دارم ما 4سال با وزیر وزرا دوست بودیم با هم کار کردیم اجازه بده برم خداحافظی!گفت نه اجازه نمیدم،اونجا راهت نمیدن !میری آبروریزی میشه درست نیست!! داشتم از اتاق میومدم بیرون 1 نکته ای به ذهنم رسید.برگشتم گفتم :شما من و آقای صفار رو عزل کردید کابینه از نصاب افتاد.کابینه که از نصاب بیافته دوباره باید بره تو مجلس رای اعتماد بگیره.اینا انقدر عجله کردن تو عزل که حتی محاسبه  حدنصاب رو نکردن!

به نظر بنده همه این ها زیر سر این آقاست.یک دیکتاتوری تمام عیار!

دقت کنید امام رضوان الله این جمله زیبا رو مطرح کرده: "ولایت فقیه آمده است تا جلو دیکتاتوری را بگیرد." خیلی زیباست.نیامده است تا دیکتاتوری کند.هرکس را خواستیم عزل اون هم با بی احترامی تمام؟!!

این رو که گفتم تماس گرفت کابینه.گفتند آقای اژه ای که فهمیده ولش کن ،ولی به آقای صفار هنوز ابلاغ نشده!دست نگه دارید، بذارید بمونه! که اگه یادتون باشه آقای صفار می گفت : من برای حفظ آبروی دولت در کابینه شرکت می کنم.برای اینکه از حد نصاب نیافته!

ولایت فقیه آمده است جلو دیکتاتوری را بگیرد.حالا سوال؛آیا این ها اصلاًاعتقاد دارند یانه؟ بذارید من یه سند براتون بخونم.این رو من خودم تازه دیدم!مال کیه؟ آقای مشایی من سوال دارم،چند جلسه درس ایشون رفتی؟یک سال و نیم پیش یقه من رو می گرفتن حاج آقا این این این!گفتم کی؟ گفتن آقای علی یعقوبی! آقای مشایی مرشد شما ایشونه؟

یعقوبی کیه؟یک معلم!چه حرفهایی در رابطه با امام زمان افاضه می کنه!من 5 تا جزوشو خوندم!90 تا جزوه داره،درس های ایشون!بعضی از بخش های جزوه 5 رو براتون میخونم.

حرفهایی گفته می شود؛ "در یکی از مکاشفه ها برزخ ها ، موسی رو دیدم.گفتم برو بابا! قومتوجمع کن نمی تونی مدیریت کنی! این اسرائیل، بعد دیدم کاری از دستش برنمیاد فخودم خوابوندم زیر گوش شارون ! شارون که مرد من این کار رو انجام دادم!نمیتونید مدیریت کنید! "

توجه!توجه! حرف مشایی: انبیا در مدیریت ضعیف بوده اند! ریشه ریشه!

" شب های جمعه هم که میریم در کربلا ، خدمت امام حسین هستیم همه انبیا میان. حضرت موسی هم میاد اما چون خجالتی داره ،چون نتونسته موفق باشه!ایشون میاد ولی میره توی یکی از کوچه های همون بغل حرم،امام حسین وقتی غذا تقسیم میکنه به من میگه برا ایشون هم ببر تا استفاده کنن."

حواستون جمع هست! این ها رو من از متن ایشون ندیدم اما اونایی رو که دیدم براتون میگم ؛ خطرناک تر!

جزوه 5 نوشته : " دو دوره برای امام زمان داریم ؛ دوره انتظار و تحسّس! "

به خدا قسم تازه داریم میفهمیم یک ذره باور این ها به ولایت فقیه ندارند.یک ذره!

تحسّس چیه؟من معنا کنم.همون اول این جزوه شروع میکنه میگه آیا یک سوره داریم در قرآن به نام حضرت مهدی؟ بله.سوره یوسف. توضیح میده قضیه حضرت یوسف رو تا جایی که خزانه دار پادشاه مصر میشود. برادرانش بار اول میان پیشش نمیشناسن. به قول قرآن کیل و بعیر –گندم- به این ها می دهد، بار دوم برمی گردند به این ها میگه باید برادرتون بنیامین رو بیارید و الا به شما گندم نمیدم.بنیامین میره و حضرت یوسف کاری انجام میده و بنیامین رو پیش خودش نگه میداره ، وقتی برادرها میان پیش پدر،برادر بزرگتر رو نداره بیاد، بقیه که میان،حضرت یعقوب به اونا میگن : آیه قرآنه: اذهبوا فتحسّسوا من یوسف و اخیه. بروید و حس کنید.دوره انتظار اون 30 سال بود اما دوره حس کردن رسید.

تماس با امام زمان با یوسف رسید.این دو دوره را داشته باشید. بعد ایشون میگه:  از دوران رسول خدا تا زمان امام حسن عسکری وتازمان غیبت صغری دوره انتظار است.اما الان چی؟الان دوره انتظار گذشته است!  دوره تحسس است .حس کردن است.

دوره انتظار چه ویژگی هایی داره؟ ببینید کجا رو دارن می زنن!میگویند: ویژگیش اینه؛

" زمان پیغمبرو... من کنت مولاه و.. قبول نکردند4-5 سال بود،خوب نشد، بعد امام حسن، اینا بدون امام بودن و بدون امام حاکم  بودن رو به مردم یاد میدن تا دوره انتظار را بیاموزند!)دوره امام باقر و امام صادق یه چیزایی رو به مردم یاد میدادن که الان اسمش رو میذاریم فقه.منتهی باید حواسمون جمع باشه.فقه نور نیست!علم نیست ها. و چون دوره انتظار است می آمدند خدمت امام صادق ، امام می گفتند مگه تو شهرتون فقیه نداشتید؟ برید سراغ همون فقیهی که من نصب کردم. برید دنبال فقیه.این دوره انتظار است که باید به سراغ فقها رفت اما الان دوره فقه و انتظار نیست!دوره مراجعه به فقها و ولی فقیه نیست! "

جملاتی رو میگه : "میگه باید سالی را در کشور داشته باشیم به نام سال عرضه! خودتون رو عرضه کنید به امام زمان!یک بخشی را مجلس شورای اسلامی باید خودش را عرضه کند.مگه قوانین تصویب نمی کند؟دوره انتظار که گذشته است!باید قوانین رو ببرند لازم نیست یک مکان مجلل بسازند،هرجا تو، صحرا، تو خیابون بنشینند بگن امام زمان این قانون های ما درسته یا نه؟! اگه امام زمان تأیید کرد اسلامی است!در اینجا به من اشکال نکنید.حتما مچ مرا گرفتید که مگه شورای نگهبان نداریم؟مگه ولی فقیه نداریم؟ بابا! شورای نگهبان تأیید کند اسلامی نیست! رهبر معظم انقلاب تأیید کند اسلامی نیست! اگر امام زمان تأیید کند اسلامی است. "

از شما سوال میکنم حکم آقا رو رو زمین گذاشتن اشکالی هم داره؟ یک ذره این ها به ولایت فقیه باور دارند؟! آقای مشایی یادته می گفتی" من یک جا از ولی فقیه گلایه نکردم.من ولایی نیستم؟" تو ولایتی هستی؟ یک ذره این ها به ولایت فقیه باور دارند؟یک ذره؟آقای مشایی نسبت این آقا با شما چیه؟میخونم عبارت هاشو.بخدا خیلی درده!انحراف بسیار بزرگی داره رخ میده آن هم با دفاع از ولایت، دفاع از امام زمان!

من در دوران اصلاحات بارها گفتم،آقای سروش چرا میگه ما نباید دین فقهی داشته باشیم؟باید دین عرفانی داشته باشیم.چون دین فقهی پشت سرش ولی فقیه می آید.هر دو قرار هست ولی فقیه رو بزنند، اصلاح طلب ها و اینا هیچ فرقی ندارند، منتهی بیان ها مختلف است.

میگه:" ما در مجموع باید فرهنگ انتظار را کنار بگذاریم و فرهنگ تحسّس را جایگزینش کنیم!"

 فرهنگ انتظار چی بود؟ مراجعه به ائمه وفقها بود.عبارت ها را دقت کنید،خیلی جای درده ! بخدا قسم مقام معظم رهبری تازه از اداره یه فتنه بیرون آمده،از اول انقلاب ،فتنه ها فرقه ها، جنگ، کارگزاران، اصلاح طلبان! چه جوری داره کشور رو اداره می کنه؟!

بخشی از تحسس ،عرضه کردن مجلس ، رو می خونم: " موضوع بعدی اصلاح فرهنگ قانون گذاری است.چه اشکالی دارد آنجایی که به اسم مجلس شورای اسلامی است ،هر ماه، هر6ماه هر سالی یکبار چیزهایی که حضرات نوشته اند جمع کنند، ببرند در یک مجلس نمادین ،سالانه بروند آنجا بنشینند،نه اینکه برای یک مکان چند ده میلیارد تومان خرج کنند ،جای جدید تجملی درست بکنند، نه! بروند در حسینیه بنشینند،دربیابان، به مسجدبروند، به یکی از حرم های مطهر، بروند بگویند مولا جان! ما این چیزها را به عنوان پیش نویس،چک نویس نوشتیم ، مولا جان!شما قبول میکنید؟ اگه امضا کنید حکم است. "

واقعا مخاطبین احمقی رو گیر آورده این حرفا رو به خوردشون میده!به اسم امام زمان نائب امام زمان رو دارن حذف میکنند.حواستون جمع هست؟!

"اگر شما امضا کنید قانون است.آقایان فوری این جواب را می دهند که خوب اینجا مچت را گرفتیم.ما در قانون اساسی پیش بینی کردیم، این ها در صورتی اعتبار دارد که شورای نگهبان تأیید کند. شورای نگهبان هم از جانب رهبرمعظم انقلاب است واگر ایشون قبول کنند همه چیز درست است.عرض میکنم اگر ما رهبر معظم انقلاب را به گونه ای مدّ نظر بیاوریم که نتیجه آن فراموشی امام زمان باشد ،این فعل در مقابل رهبرمعظم انقلاب باطل است! حتی اگر شما بگویی شورای نگهبان تأیید کند، تأیید اسلامی است؛ نه عزیز من! اامام زمان اگر تأیید کند تأیید خدایی است.تأیید شورای نگهبان دلیل بر تأیید خدایی نیست. تأیید رهبرمعظم انقلاب هم دلیل بر تأیید خدایی نیست! "

آقای مشایی نیازی هست کارها توکسی تأیید کند؟ شما الحمدلله با امام زمان ارتباط دارید که! فتحسسوا من یوسف و اخیه...این ادبیات است.به اسم امام زمان ریشه امام زمان رو زدند.آقای مشایی چندبار رفتی تو مجلس ایشون؟ارتباط داری؟تکذیب کن ایشون رو! خودت که دروغت واضح شد طرفدار ولایت نیستی، اگه بودی این 7-8-10 روز حکم آقا رو زمین نمی موند.دشمن انقدر سو استفاده نمی کرد.دروغگو بودنت که واضح شد.

" اگر شما به این نیت باشید که اقا جان دوره، دوره ظهوراست، دوره غیبت است، من گشتم. آقایان مجلس شورای اسلامی بلند شوند بگردند، بخواهند قانون هایی را که آماده کردند به عنوان چک نویس عرضه کنند، هرسال ده روزواقعا بگردند.بگویند مولاجان میخواهیم پیدایت کنیم .نه به این نیت که آخر ما الان به قم برویم پیدا نمی شود.تو رفتی پیدا نشد؟ به جمکران برویم پیدا نمی شود.امام را نمی توانیم پیداکنیم.اگر مشهد هم برویم نمی توانیم پیدا کنیم.خوب از الان دیگر بیخود زحمت نکشید.یک دفعه ببرید پیش رهبرمعظم انقلاب!این کلاه سرخود گذاشتن است.شما واقعا ده روز بگردید،با تمام وجودتان به نیت تحسس امام زمان بگردید؛ این چک نویس هایی که نوشته اید عرضه کنید. اگر ده روز گشتید امام را پیدا نکردید بروید نزد رهبرمعظم انقلاب بگوییدآقاجان ما گشتیم مولامون رو پیدا نکردیم! لذا آمدیم سراغ منصوب از جانب امام زمان ! در این صورت فرهنگتان بوی تحسس را دارد!شما می گویید خود اهل بیت (ع)می فرمایند چرا آمدید سراغ ما بروید سراغ فقهایی که ما منصوب کردیم(داره به خودش اشکال می کنه) عرض می کنم آن فرهنگ متعلق به فرهنگ انتظار است نه فرهنگ تحسس . شما با فرهنگ انتظار دارید رفتار میکنید نه تحسس!کاری که شما انجام می دهید می برید پیش رهبرمعظم انقلاب امضا کند، این کار بوی تحسس و روح تحسس در آن نیست.در مجموع باید فرهنگ انتظار را کنار بگذاریم!

میگویند مراجعه به فقها مراجعه به ولی فقیه دوره اش گذشته است! واقعا خطرناک است!

بیایم روی آقای احمدی نژاد. این وجود آقای مشایی است، طیفش هم یادتون باشه. یکی از بزرگان اهل سخنرانی واهل فضل می گفت : " من دو جلسه برای سران که مشایی و بقایی هم بودند داشتم سخنرانی میکردم.نقش علما در دفاع از اسلام و نهضت ها مثل میرزای شیرازی و...این دوتا در هر 2سخنرانی شروع کردند به نفی کردن من که بابا انقدر از علما دفاع نکن این ها بعضی هاشون خودشون فاسدند!" باور به این نکته نیست!اگه ده روز گذاشتیم زمین ،صد روز بذاریم زمین، اشکالش چیه؟باور هست؟

احمدی نژاد خودش آدم درستیه،آدم پاکیه! گول خورده!این کاری که انجام داده من جمله آقا رو برات بگم؟کی رو خوشحال کردی؟

این جمله که براتون میگم جمله خود احمدی نژاد به من است .اون جلسه یه جمله دیکه هم به من گفت.گفت :"میدونی علت دشمنی ها با من چیه؟ اونا می خوان به آقا حمله بکنند و من هم اعلام می کنم و کرده ام ،تا من هستم نمی گذارم کسی به ولایت نزدیک شود. حمله به ولایت بکند." این جمله رو یادت رفته؟ دوره گذشت؟ فرمایشات آقاست.

ما از دولت چه موضعی باید داشته باشیم؟

به ما میگن: " خوب حاج آقا مگه همین شماها نبودید که از احمدی نژاد حمایت کردید؟دست پرورده شماست! ما که گفتیم ایشون طرفدار ولایت نیست.ما که گفتیم دشمن علما هستند.هاشمی رفسنجانی مگه نگفت؟دور وبریاش مگه نگفتند؟ اصلاح طلبان مگه نگفتند؟  شما دیگه چرا؟چرا حرف ماها رو گوش ندادید؟ "

من2تا جواب میدم؛

جواب اول: دو نفر بودند یکی سید بود یکی غیر سید.غیرسید به سید می گفت: تو سید نیستی!میگفت به پیر به پیغمبر سیدم! میگفت نه نیستی!میگفت به حضرت عباس سیدم! میگفت نه، نیستی.آخرش گفت :سید  نباشم که تازه شدم مثل تو!

آقایون اصلاح طلبان! ایشون اگه حرف ولی فقیه رو گوش نمیده تازه شده مثل شما! شما چه حرفی دارید؟شما قبلش طینتتون واضح بود.شما مگه الان طرفدار ولایت فقیه هستید که حرف ما درست در اومده؟ تازه شده مثل شما!

جواب دوم، گاهی ما دچار پارادوکس میشیم با خودمون.نخیر.ما با افتخار رأی دادیم.با افتخار هم نقد می کنیم.فرق ما با اصلاح طلبان در این است.اصلاح طلبان دین مین بذار کنار؛فقط حزب و سیاسی. یار سیاسی ما هستی؟ هم حزبیم؟هرگندی هم داشته باشی تا آخر ازت دفاع می کنیم.چرا از خاتمی دست بر نمیدارن؟ فساد کروبی،خاتمی،موسوی روشن نشد؟ شما سیاسی کارید!

چرا پشیمون باشیم؟ ما افتخارمان این است ملاکمان دینی است.دین ورهبری.هرکس در این چارچوبه باشد با افتخار ازش دفاع می کنیم.هر زمانی هم از این چارچوبه رد شد ، با افتخار ردش می کنیم.میزان حال فعلی افراد است.احمدی نژاد را روزی در این چارچوبه می دیدیم دفاع می کردیم.الان هم دفاع می کنیم.همین الان با همین وضعیت موسوی و کروبی و اون سومی واحمدی نژاد بیان ، الان هم به احمدی نژاد رأی میدیم.مقایسه ای است دیگه!مثل شما نیست که!درسته؟ میزان حال فعلیه!با افتخار رأی دادیم پشیمون نیستیم با افتخار رد می کنیم.

امام یه جمله در باب آقای منتظری داره: " من در منتظری خلاصه شده ام " حتی در مورد شهید مطهری نداره.خلاصه شدن یعنی منتظر یک امام دیگر است.اما دست ازش برداشت.همینه دیگه چون ملاک دین است.ملاک حزب و سیاست نیست!ملاک حزب بازی و سیاست بازی نیست!دین خدا، نظام باید حفظ شود.

ما موضعمان نسبت به دولت چی باید باشه؟موضع مقام معظم رهبری.بحمدلله تا یکی دو روز دیگه انشالله حل میشه.ایشون هم میاد.ما الان از دولت دفاع می کنیم.آقا هم فرمود:" اختلاف ممنوع! "

آقای مشایی نظام رو تهدید می کنی؟سایت دولت یار را قوه قضائیه بست، مسئولشم داره دستگیر می کنه.فهمیدید چی نوشته؟ تهدید نظام! سایت آقای مشاییه! :" اون افراد باید بدانند اگر احمدی نژاد دهان باز کند ملت به خیابان ها می ریزند! " کدام ملت؟ غرور برتون داشت؟مردم بخاطر ولایت دنبال شما هستند.از ولایت فاصله بگیرید با سر سقوط می کنید.به خاطر شخص شما نیست! به قول آقا : "ما از خط دفاع میکنیم نه از شخص" احمدی نژاد این کارش اشتباه است.من تا الان می گفتم 80 درصد ازش دفاع می کنم الان میگم 70 درصد(بالاخره تأثیر داره!) دفاع میکنم.

احمدی نژاد کارهای زیادی انجام داد.خدمات بسیاری کرد.واقعا خدمت کرد.به قول رهبری گفتمان امام وانقلاب رو زنده کرد.من چند جا گفتم جامعه ما جوان است.وقت ازدواج ومسکن گزینی است.مشکل مسکن داره حل میشه.هیچ دولتی نتونست حل کنه.در شهر ما قم 30 و خورده ای سال است آب قم را نتونستند درست کنند.چند روز قبل درست شد.هدفمندی یارانه ها رو کسی نتونست اجرا کنه،اجرا کرد.بله ضعف هایی هم داره؛پس خدمات بسیار زیادی برای انقلاب انجام داده.در بحث هسته ای مردانه وایساد. واقعا جای دفاع دارد اما این بخش ها هم جای نقد دارد.

نتیجه: ما از دولت به شدت دفاع میکنیم .70 درصد دولت،ساختار دولت قابل دفاع است.دوروبری های احمدی نژاد رو هم به شدت طرد می کنیم.آدمای منحرفی اند، دروغ می گویند.برنامه دارند برای کارهاشون.علنا اعلام می کنند اصول گرایان را می خواهیم شکست بدهیم.

آقایان مسئولین استان ولایت مشایی دارید یا ولایت فقیه رو قبول دارید؟ آقای ابراهیمی معاون سیاسی استانداری!شما ولایت فقیه رو قبول دارید یا مشایی رو ؟چیه اون حرفی که گفتید: " حسین فهمیده برای مکتب ایرانی به شهادت رسید!! " با مشایی هستید؟خیال کردید؟ یادتون باشه دوره اصلاحات همه مسئولین اصلاح طلب بودند.رأی آوردند؟اینکه شما مسئولین را بالا پایین می کنی اینوبه جاتی اون میذاری خیال می کنی رأی میاری؟

این ها در حسابشون یه محاسبه نادرست داشتند ،این ها می تونستند صبر کنند،پیش بروند ؛چون در دل بچه های ولایی ،در دل روحانیت نفوذ کردند.این یارگیری که انجام میشد دیگه نمی تونستیم جمع کنیم.خودمون رو به جان خودمون می انداختن.جوان هست لیسانس گرفته،فوق لیسانس گرفته،ازدواج نکرده،شغل هم نداره!هم شغل میدیم هم پول!داشتن این کارا رو می کردن!  

به من می گفتن صبح بیا برا بچه های بسیج دانشجویی صحبت کن.چی شده؟ طرفدار مشایی اند! بسیج دانشجویی؟!!

اگه برنامه گسترش پیدا می کرد نمیشد دیگه تکون بخوری.طینتشون رو، رو کردند .در این کار عملا نشون دادند که کاری به کار ولایت ندارند.طرفدار ولایت نیستند.آقای مشایی راست نمی گه.دروغ میگه.آقای بقایی و تیمی که درست کردید.این ها افکارتونه!

از دولت به جد دفاع میکنیم .آرامش در کشور حفظ. اون ها دنبال غائله سازی اند. تهدید کردند نظام رو. آرامش حفظ.خیلی جدی ببینیم آقا چه می فرماد.

دیروز یکی اومد به من گفت آقا گفتند: اختلاف انگیزی نکنید.گفتم مرد حسابی اختلاف انگیزی بین کی و کی ؟ ما احمدی نژاد رو قبول داریم. دولت رو آقا دفاع کرد، ما قبول داریم اما آقا فرمود:یک انحراف!

انحراف کجاست؟ من تحلیلم راجع به انحراف است.دوروبری های احمدی نزاد رو آقا کی فرمود؟ ما با اونا اختلاف داریم.ما با احمدی نزاد هم توی این 7-8-10 روز کارش باهاش اختلاف داریم تعهد ندادین که؟ آقا هم باهاش اختلاف داره.چرا؟ آقای احمدی نژاد ،آقای مصلحی رو عزل کرد ؛آقا نصب کرد! این اختلافه دیگه! اینا رو که نگفتن!

چارچوب دولت حفظ شود این دولت بسیار جای دفاع داره.بسیار کارهای عظیمی انجام داده. و گوش به فرمان یک شخص  تو کشور باشیم آن هم مقام معظم رهبری.

یه ذره فکر کن آقا تازه از یه فتنه بیرون اومده.خداشاهده من همیشه دعا میکنم.انشالله پیش بینی آقای مصباح هیچ وقت محقق نشود.شما الهی آمین بگید .می دونید چیه؟ آقای مصباح هر چی پیش بینی می کنه متاسفانه محقق میشه.نسبت به مهاجرانی حرفایی زده بود.اومد جلو، تو این دولت ، وقتی آقای احمدی نزاد دوره دوم رأی آورد،همون شب آقای موسوی زد زیرش،یکی دو روز بعد رفتیم پیش حاج آقا ؛گفتیم:حاج آقا وای چه فتنه هایی!چرا این جوری می کنند؟ فرمودند: " نگران نباشید این ها را رهبری جمع می کند،نگرانی من این است که احمدی نژاد ،مشایی را به عنوان معاون اولی نصب کند! " و در جا شد.

یادمه پارسال حاج آقای مصباح توی طرح ولایت فرمود که : "فتنه ای عظیم تر  در راه است. " یه جمله دیگه گفته خصوصی به ما من اینجا بگم، فرمود: خطر آقای مشایی صد برابر بیش تر از آقای موسوی است .فتنه ایشون هم عظیم تر است از فتنه سال88".اگه عظیم تر باشه میدونید یعنی چی؟!

انشالله هیچ وقت این پیش بینی شون محقق نشه ،با هدایت مقام معظم رهبری .آقای مصباح می گفتند رفتم پیش مقام معظم رهبری،آقا بهم گفتند :"هرچی گفتی درست دراومده! "گفتم: " بله ؛گربه ها شامه های تیزی دارند." آقای مصباح به خودش توهین می کند.چرا آقای مصباح این طوره؟ چون المومن ینظر بنور الله.نور که باشد حجابی نیست، تا ته مسئله خونده میشه!

دیدگاه ها

ارسال کردن دیدگاه جدید

پرسش امنیتی
این سئوال امنیتی جهت جلوگیری از تکمیل فرم توسط نرم افزارها می باشد.
Image CAPTCHA
حروف نمایش داده شده در تصویر فوق را تایپ نمایید.